tribuneship

[ایالات متحده]/ˈtrɪb.juːn.ʃɪp/
[بریتانیا]/ˈtrɪb.juːn.ʃɪp/

ترجمه

n. دفتر یا دوره یک تریبون؛ (در روم باستان) دفتر یک تریبون
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

tribuneship power

قدرت دادستانی

tribuneship role

نقش دادستانی

tribuneship duties

وظایف دادستانی

tribuneship rights

حقوق دادستانی

tribuneship position

موقعیت دادستانی

tribuneship authority

اختیارات دادستانی

tribuneship election

انتخابات دادستانی

tribuneship responsibilities

مسئولیت‌های دادستانی

tribuneship system

سیستم دادستانی

tribuneship structure

ساختار دادستانی

جملات نمونه

the tribuneship was a significant office in ancient rome.

مناظره یک مقام مهم در روم باستان بود.

he aspired to the tribuneship to represent the common people.

او برای نمایندگی مردم عادی به مناظره علاقه داشت.

her tribuneship allowed her to propose new laws.

مناظره او به او این امکان را داد که قوانین جدیدی پیشنهاد کند.

the tribuneship was often contested by powerful elites.

مناظره اغلب توسط اشراف قدرتمند به چالش کشیده می شد.

during his tribuneship, he focused on social reforms.

در طول مناظره او، او بر اصلاحات اجتماعی تمرکز کرد.

the tribuneship has a rich history in roman politics.

مناظره تاریخ غنی ای در سیاست روم دارد.

many leaders began their careers in the tribuneship.

رهبران زیادی شروع به کار خود در مناظره کردند.

the tribuneship provided a platform for political influence.

مناظره بستری برای نفوذ سیاسی فراهم کرد.

she campaigned vigorously for her tribuneship.

او به طور جدی برای مناظره خود کمپین کرد.

his tribuneship was marked by significant achievements.

مناظره او با دستاوردهای قابل توجه مشخص شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید