| جمع | trillionths |
trillionth of a
یک میلیونومین از یک
trillionth place
محل یک میلیونم
trillionth second
یک میلیونمین ثانیه
trillionth decimal
یک میلیونمین رقم اعشار
trillionth part
بخش یک میلیونم
trillionth unit
واحد یک میلیونم
trillionth fraction
کسر یک میلیونم
trillionth measurement
اندازه گیری یک میلیونم
trillionth chance
شانس یک میلیونم
trillionth degree
درجه یک میلیونم
the chances of winning the lottery are one in a trillionth.
شانس برنده شدن در لاتاری یک در تریلیون است.
scientists measure distances in trillionths of a meter.
دانشمندان فواصل را به صورت تریلیونی متر اندازه گیری می کنند.
her chances of survival were reduced to a trillionth.
شانس بقای او به یک تریلیون کاهش یافت.
it is difficult to comprehend a trillionth of a second.
درک یک تریلیونم ثانیه دشوار است.
the error margin was less than a trillionth.
حاشیه خطای کمتر از یک تریلیون بود.
in finance, a trillionth of a dollar is called a picodollar.
در امور مالی، یک تریلیونم دلار به آن پیکودلار گفته می شود.
they detected a trillionth of a change in temperature.
آنها یک تریلیونم تغییر دما را تشخیص دادند.
the new technology can measure trillionths of a second.
فناوری جدید می تواند تریلیوم ثانیه را اندازه گیری کند.
even a trillionth of a mistake can lead to failure.
حتی یک تریلیونم اشتباه می تواند منجر به شکست شود.
the research focused on trillionth-scale measurements.
تحقیقات بر روی اندازه گیری های در مقیاس تریلیونی متمرکز بود.
trillionth of a
یک میلیونومین از یک
trillionth place
محل یک میلیونم
trillionth second
یک میلیونمین ثانیه
trillionth decimal
یک میلیونمین رقم اعشار
trillionth part
بخش یک میلیونم
trillionth unit
واحد یک میلیونم
trillionth fraction
کسر یک میلیونم
trillionth measurement
اندازه گیری یک میلیونم
trillionth chance
شانس یک میلیونم
trillionth degree
درجه یک میلیونم
the chances of winning the lottery are one in a trillionth.
شانس برنده شدن در لاتاری یک در تریلیون است.
scientists measure distances in trillionths of a meter.
دانشمندان فواصل را به صورت تریلیونی متر اندازه گیری می کنند.
her chances of survival were reduced to a trillionth.
شانس بقای او به یک تریلیون کاهش یافت.
it is difficult to comprehend a trillionth of a second.
درک یک تریلیونم ثانیه دشوار است.
the error margin was less than a trillionth.
حاشیه خطای کمتر از یک تریلیون بود.
in finance, a trillionth of a dollar is called a picodollar.
در امور مالی، یک تریلیونم دلار به آن پیکودلار گفته می شود.
they detected a trillionth of a change in temperature.
آنها یک تریلیونم تغییر دما را تشخیص دادند.
the new technology can measure trillionths of a second.
فناوری جدید می تواند تریلیوم ثانیه را اندازه گیری کند.
even a trillionth of a mistake can lead to failure.
حتی یک تریلیونم اشتباه می تواند منجر به شکست شود.
the research focused on trillionth-scale measurements.
تحقیقات بر روی اندازه گیری های در مقیاس تریلیونی متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید