trisected

[ایالات متحده]/traɪˈsɛktɪd/
[بریتانیا]/traɪˈsɛktɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل trisect
adj. تقسیم شده به سه قسمت یا بخش

عبارات و ترکیب‌ها

trisected angle

زاویه سه بخشی

trisected line

خط سه بخشی

trisected triangle

مثلث سه بخشی

trisected segment

قطاع سه بخشی

trisected shape

شکل سه بخشی

trisected area

مساحت سه بخشی

trisected circle

دایره سه بخشی

trisected region

منطقه سه بخشی

trisected sector

بخش سه بخشی

trisected figure

شکل سه بخشی

جملات نمونه

the angle was trisected to create three equal parts.

زاویه به سه قسمت مساوی تقسیم شد تا ایجاد شود.

she trisected the cake for the party.

او کیک را برای مهمانی به سه قسمت تقسیم کرد.

the artist trisected the canvas to create distinct sections.

هنرمند بوم نقاشی را به سه بخش مجزا تقسیم کرد.

the line was trisected to measure the distance accurately.

خط به سه قسمت تقسیم شد تا فاصله را به طور دقیق اندازه گیری شود.

in geometry class, we learned how to trisect angles.

در کلاس هندسه، یاد گرفتیم چگونه زوایا را سه‌گانه کنیم.

the project was trisected into three phases.

پروژه به سه فاز تقسیم شد.

he trisected the timeline for better organization.

او جدول زمانی را برای سازماندهی بهتر به سه بخش تقسیم کرد.

the recipe was trisected to serve smaller portions.

دستور غذا برای سرو وعده‌های غذایی کوچکتر به سه قسمت تقسیم شد.

the committee trisected the budget for different departments.

کمیته بودجه را برای بخش های مختلف به سه قسمت تقسیم کرد.

they trisected the field to plan the layout of the event.

آنها زمین را برای برنامه ریزی طرح محل برگزاری رویداد به سه قسمت تقسیم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید