trodding

[ایالات متحده]/trɒd/
[بریتانیا]/trɑd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته tread

عبارات و ترکیب‌ها

trod softly

به آرامی قدم زد

trod the path

در مسیر قدم زد

trod carefully

با احتیاط قدم زد

trod on toes

روی انگشتان پا قدم گذاشت

trod a line

در یک خط قدم زد

trod the boards

روی صحنه قدم زد

trod in place

در یک جا قدم زد

trod the ground

روی زمین قدم زد

trod the road

روی جاده قدم زد

جملات نمونه

he trod carefully on the icy path.

او با احتیاط روی مسیر یخی قدم گذاشت.

she trod the boards in her first play.

او در اولین نمایش خود روی صحنه قدم گذاشت.

the soldiers trod through the muddy fields.

سربازان از میان مزارع گل آلود عبور کردند.

he trod lightly as he approached the sleeping dog.

او به آرامی نزدیک سگ خفته قدم گذاشت.

she trod on my foot accidentally.

او به طور تصادفی روی پای من قدم گذاشت.

the hikers trod a well-worn trail.

گردشگران از یک مسیر هموار شده عبور کردند.

he trod the same path every morning.

او هر روز صبح از همان مسیر عبور می کرد.

they trod softly to avoid waking the baby.

آنها به آرامی قدم زدند تا از بیدار شدن نوزاد جلوگیری کنند.

the dancer trod gracefully across the stage.

رقاص به طور ظریف روی صحنه قدم گذاشت.

he trod a fine line between work and play.

او یک خط ظریف بین کار و بازی کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید