truckled

[ایالات متحده]/ˈtrʌk.əld/
[بریتانیا]/ˈtrʌk.əld/

ترجمه

v.حرکت کرد بر روی چرخ‌های کوچک؛ ارائه دادن؛ خوشحال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

truckled to authority

در برابر اقتدار تسلیم شد

truckled to pressure

در برابر فشار تسلیم شد

truckled to demands

در برابر خواسته‌ها تسلیم شد

truckled to influence

در برابر نفوذ تسلیم شد

truckled to criticism

در برابر انتقاد تسلیم شد

truckled to whims

در برابر هوس‌رانی‌ها تسلیم شد

truckled to trends

در برابر روندها تسلیم شد

truckled to expectations

در برابر انتظارات تسلیم شد

truckled to rules

در برابر قوانین تسلیم شد

truckled to norms

در برابر هنجارها تسلیم شد

جملات نمونه

he truckled to his boss to get a promotion.

او برای گرفتن ترفیع به رئیس خود چاپلوسی کرد.

she always truckled to her friends to stay in their good graces.

او همیشه برای حفظ لطف دوستانش چاپلوس بود.

they truckled to the demands of the powerful corporation.

آنها برای پاسخگویی به خواسته‌های شرکت قدرتمند چاپلوس بودند.

he felt that he had to truckle to the whims of the committee.

او احساس کرد که باید به خواسته‌های کمیته چاپلوس باشد.

many politicians truckled to the public's opinion.

بسیاری از سیاستمداران برای جلب نظر مردم چاپلوس بودند.

she truckled to her parents' expectations throughout her life.

او در طول زندگی خود به انتظارات والدینش چاپلوس بود.

the employee truckled to the new policies to keep his job.

کارمند برای حفظ شغل خود به سیاست‌های جدید چاپلوس بود.

he truckled to the critics to avoid negative reviews.

او برای جلوگیری از نظرات منفی به منتقدان چاپلوس بود.

she refused to truckle to anyone's demands.

او از چاپلوسی به خواسته‌های هیچ کس امتناع کرد.

in the meeting, he truckled to the senior executives.

در جلسه، او به مدیران ارشد چاپلوس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید