truckloads

[ایالات متحده]/ˈtrʌk.ləʊdz/
[بریتانیا]/ˈtrʌk.loʊdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفیت یک کامیون (جمع truckload)

عبارات و ترکیب‌ها

truckloads of goods

کامیون‌های بار

truckloads of cash

کامیون‌های پول نقد

truckloads of supplies

کامیون‌های لوازم

truckloads of food

کامیون‌های غذا

truckloads of materials

کامیون‌های مواد

truckloads of furniture

کامیون‌های مبلمان

truckloads of products

کامیون‌های محصولات

truckloads of equipment

کامیون‌های تجهیزات

truckloads of waste

کامیون‌های زباله

truckloads of toys

کامیون‌های اسباب‌بازی

جملات نمونه

they delivered truckloads of supplies to the disaster area.

آنها کامیون‌بارها لوازم ضروری را به منطقه آسیب‌دیده رساندند.

the company received truckloads of new inventory this week.

شرکت این هفته کامیون‌بارها موجودی جدید دریافت کرد.

we need truckloads of sand for the construction project.

ما به کامیون‌بارها شن برای پروژه ساختمانی نیاز داریم.

truckloads of donations were sent to help the refugees.

کامیون‌بارها کمک‌های مالی برای کمک به آوارگان ارسال شد.

they transported truckloads of furniture to the new office.

آنها کامیون‌بارها مبلمان را به دفتر جدید منتقل کردند.

the festival attracted truckloads of visitors from all over.

جشنواره، کامیون‌بارها بازدیدکننده را از سرتاسر جمع‌آوری کرد.

we ordered truckloads of materials for the upcoming event.

ما کامیون‌بارها مواد برای رویداد آینده سفارش دادیم.

truckloads of gravel were needed for the road construction.

برای ساخت جاده به کامیون‌بارها سنگ‌ریزه نیاز بود.

after the sale, truckloads of products were shipped out.

پس از فروش، کامیون‌بارها محصول ارسال شد.

they received truckloads of feedback from customers.

آنها کامیون‌بارها بازخورد را از مشتریان دریافت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید