truculency

[ایالات متحده]/ˈtruːkjʊlənsi/
[بریتانیا]/ˈtruːkjʊlənsi/

ترجمه

n. خشن‌بودن؛ جنگ‌طلبی؛ خشونت؛ خشiat؛ خطرناک‌بودن؛ خرابکاری؛ بدبختی؛ دشمنی گرم و خشن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

with truculency

با خشونت

جملات نمونه

the dog's truculency towards strangers made it an effective watchdog.

خُبّتی سگ در برابر خارجی‌ها آن را به یک نگهبان مؤثر تبدیل کرد.

his truculency at the meeting surprised his usually calm colleagues.

خُبّتی او در جلسه همکارانش را که معمولاً آرام هستند، شگفت‌انگیز کرد.

the truculency of the toddler's tantrum shocked everyone in the restaurant.

خُبّتی فریاد کودک چهارساله تمام افراد رستوران را شوکه کرد.

we were taken aback by the sudden truculency in her voice.

ما با ناگهانی بودن خُبّتی در صدای او شوکه شدیم.

the team's truculency in negotiations paid off with better terms.

خُبّتی تیم در مذاکرات با شرایط بهتری جایگزین شد.

his truculency during the debate intimidated the opposition.

خُبّتی او در بحث مخالفان را وادار کرد.

the truculency of the ancient warriors was legendary throughout the region.

خُبّتی جنگجویان باستانی در سراسر منطقه اسطوره‌ای بود.

she surprised us with her truculency when we crossed her.

او با خُبّتی‌اش ما را شگفت‌انگیز کرد وقتی ما با او تصادم کردیم.

the protest began peacefully but truculency emerged when police arrived.

اعتراض به طور صلح‌آمیزی شروع شد اما خُبّتی وقتی پلیس رسید ظهور کرد.

his truculency in business negotiations became his trademark.

خُبّتی او در مذاکرات کسب و کار به نماد وی گشت.

the general noted the truculency of his troops with pride.

عمیدار با افتخار خُبّتی نیروهایش را یادآوری کرد.

the truculency of adolescence often surprises parents who remember calmer childhoods.

خُبّتی نوجوانی معمولاً والدین را شگفت‌انگیز می‌کند که یادآوری کودکی آرام‌تری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید