trunkload

[ایالات متحده]/ˈtrʌŋk.ləʊd/
[بریتانیا]/ˈtrʌŋk.loʊd/

ترجمه

n. مقداری که یک صندوق را پر می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

trunkload of goods

بار محموله

trunkload of supplies

بار لوازم

trunkload of luggage

بار چمدان

trunkload of firewood

بار هیزم

trunkload of equipment

بار تجهیزات

trunkload of furniture

بار مبلمان

trunkload of groceries

بار مواد غذایی

trunkload of tools

بار ابزار

trunkload of materials

بار مصالح

trunkload of gifts

بار هدایا

جملات نمونه

we packed a trunkload of supplies for the camping trip.

ما مقداری لوازم سفر را برای سفر کمپینگ بستیم.

he drove home with a trunkload of groceries.

او با مقداری مواد غذایی به خانه رانندگی کرد.

they brought a trunkload of books to donate to the library.

آنها مقداری کتاب برای اهدا به کتابخانه آوردند.

the movers arrived with a trunkload of furniture.

ناقصین با مقداری وسایل حمل و نقل به محل رسیدند.

after the trip, we returned with a trunkload of souvenirs.

بعد از سفر، ما با مقداری سوغاتی بازگشتیم.

she opened the trunk to reveal a trunkload of old clothes.

او صندوق عقب را باز کرد تا مقداری لباس قدیمی را نشان دهد.

he filled his trunkload with tools for the renovation project.

او صندوق عقب خود را با ابزارهای پروژه بازسازی پر کرد.

we found a trunkload of treasures in the attic.

ما مقداری گنج در زیرزمین پیدا کردیم.

the car was loaded with a trunkload of camping gear.

ماشین با مقداری وسایل کمپینگ پر بود.

she drove away with a trunkload of memories from her childhood.

او با مقداری خاطره از دوران کودکی خود رانندگی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید