trussing

[ایالات متحده]/ˈtrʌsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtrʌsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بستن یا تأمین کردن
n. چارچوب یا سیستم پشتیبانی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

trussing system

سیستم خرپایی

trussing design

طراحی خرپایی

trussing technique

تکنیک خرپایی

trussing method

روش خرپایی

trussing material

مواد خرپایی

trussing framework

چارچوب خرپایی

trussing support

پشتیبانی خرپایی

trussing application

کاربرد خرپایی

trussing analysis

تجزیه و تحلیل خرپایی

trussing installation

نصب خرپایی

جملات نمونه

the chef is trussing the chicken for roasting.

سرآشپز در حال بستن مرغ برای پخت است.

trussing helps the meat cook evenly.

بستن باعث می‌شود گوشت به طور یکنواخت پخته شود.

before grilling, remember to truss the turkey.

قبل از گریل کردن، به یاد داشته باشید که گوشت بوقلمون را ببندید.

he learned the technique of trussing from his grandmother.

او این تکنیک بستن را از مادربزرگش یاد گرفت.

trussing the lamb ensures it retains its shape.

بستن گوشت بره تضمین می‌کند که شکل خود را حفظ کند.

she watched a video on trussing techniques.

او یک فیلم در مورد تکنیک های بستن تماشا کرد.

trussing is essential for professional cooking.

بستن برای آشپزی حرفه‌ای ضروری است.

he prefers trussing his meats before cooking.

او ترجیح می دهد گوشت خود را قبل از پختن ببندد.

using kitchen twine is common for trussing.

استفاده از نخ آشپزخانه برای بستن رایج است.

trussing can improve the presentation of the dish.

بستن می تواند ظاهر غذا را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید