tulles

[ایالات متحده]/t(j)uːl/
[بریتانیا]/tʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توری نازک و سفت؛ توری ابریشمی.

جملات نمونه

The milliner swirled tulle lavishly above the brim of the hat. See also Synonyms at resort

صطلاح‌ساز به طرز پر زرق و برق‌ توری را بالای لبه کلاه چرخاند. همچنین به مترادف‌ها در resort مراجعه کنید.

Category 2: tatting cotton cloth, excluding etamine, loop, pile nap, tulle and other cotton cloths of woven mesh fabric;

دسته‌بندی 2: پارچه پنبه‌ای تاتینگ، به استثنای اتامین، حلقه، روکش پشته، توری و سایر پارچه‌های پنبه‌ای با بافت مشبک.

Traditional fabrics are combined specially to create tremendously contemporary and seductive figures.Crepes, tulles, satins, organzine and gazar.

پارچه های سنتی به طور خاص برای ایجاد چهره های بسیار مدرن و اغوا کننده ترکیب می شوند. کرپ، تول، ساتن، ارگانزین و گازار.

Close up, the workmanship that went into each ripple and shadowy layer of tulle was inimitably precious, yet somehow the designers successfully dodged the hazard of veering into overdone froufrou.

از نزدیک، مهارت و هنر به کار رفته در هر چین و لایه سایه‌دار تور، به طرز غیرقابل تقلیدی گران‌بها بود، با این حال، طراحان به نوعی به طور موفقیت‌آمیزی از خطر لبه‌دار شدن و استفاده بیش از حد از تزئینات دکوری جلوگیری کردند.

a tulle table runner

یک روانداز سبلت تولی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید