tumblebugs

[ایالات متحده]/ˈtʌmbəlˌbʌg/
[بریتانیا]/ˈtʌmbəlˌbʌg/

ترجمه

n. نوعی سوسک که مدفوع را به شکل توپ برای غذا در می‌آورد

عبارات و ترکیب‌ها

tumblebug dance

رقص سوسک

tumblebug habitat

زیستگاه سوسک

tumblebug behavior

رفتار سوسک

tumblebug species

گونه‌های سوسک

tumblebug life

زندگی سوسک

tumblebug role

نقش سوسک

tumblebug diet

غذای سوسک

tumblebug nest

لانه سوسک

tumblebug activity

فعالیت سوسک

tumblebug ecology

اکولوژی سوسک

جملات نمونه

the tumblebug rolls dung into a ball.

خرطومک کود را به شکل یک گلوله جمع می‌کند.

tumblebugs are fascinating insects to observe.

خرطومک‌ها حشرات جالبی برای مشاهده هستند.

the tumblebug plays an important role in the ecosystem.

خرطومک نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کند.

children often find tumblebugs amusing.

کودکان اغلب خرطومک‌ها را خنده‌دار می‌یابند.

we saw a tumblebug in the garden yesterday.

ما دیروز یک خرطومک را در باغ دیدیم.

tumblebugs help recycle nutrients in the soil.

خرطومک‌ها به بازیافت مواد مغذی در خاک کمک می‌کنند.

many farmers appreciate the work of tumblebugs.

بسیاری از کشاورزان از کار خرطومک‌ها قدردانی می‌کنند.

the tumblebug's behavior is quite unique.

رفتار خرطومک بسیار منحصر به فرد است.

observing a tumblebug can be a fun experience.

مشاهده یک خرطومک می‌تواند یک تجربه سرگرم‌کننده باشد.

insects like the tumblebug are essential for soil health.

حشرات مانند خرطومک برای سلامت خاک ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید