tumbrel

[ایالات متحده]/ˈtʌmbrəl/
[بریتانیا]/ˈtʌmbrəl/

ترجمه

n. کالسکه دوچرخ برای حمل کالا؛ کالسکه تخلیه برای استفاده کشاورزی؛ وسیله نقلیه دوچرخ نظامی؛ کالسکه کود؛ وسیله نقلیه دوچرخ
Word Forms
جمعtumbrels

عبارات و ترکیب‌ها

tumbrel cart

چرخ دستی تومبرل

tumbrel ride

سوار شدن بر تومبرل

tumbrel wheel

چرخ تومبرل

tumbrel load

بار تومبرل

tumbrel transport

حمل و نقل با تومبرل

tumbrel scene

صحنه تومبرل

tumbrel journey

سفر با تومبرل

tumbrel procession

گردش تومبرل

tumbrel design

طراحی تومبرل

tumbrel history

تاریخچه تومبرل

جملات نمونه

the villagers gathered around the tumbrel during the festival.

روستاییان در طول جشنواره گرد تومبرل جمع شدند.

he loaded the tumbrel with hay for the horses.

او تومبرل را با علوفه برای اسب‌ها پر کرد.

the old tumbrel creaked as it moved down the road.

تومبرل قدیمی در حالی که در جاده حرکت می‌کرد، صدا می‌داد.

they used a tumbrel to transport the harvest to the market.

آنها از یک تومبرل برای حمل برداشت محصول به بازار استفاده کردند.

the artist painted a scene featuring a colorful tumbrel.

هنرمند صحنه‌ای با حال و هوای رنگارنگ تومبرل نقاشی کرد.

during the parade, a decorated tumbrel passed by.

در طول رژه، یک تومبرل تزئین شده عبور کرد.

children laughed as they rode in the tumbrel.

کودکان در حالی که سوار تومبرل می‌شدند، می‌خندیدند.

the farmer repaired the tumbrel before the busy season.

کشاورز قبل از شروع فصل شلوغ، تومبرل را تعمیر کرد.

she reminisced about the days spent riding in the tumbrel.

او در مورد روزهایی که سوار تومبرل می‌شدند، یادآوری کرد.

the sound of the tumbrel echoed through the countryside.

صدای تومبرل در سراسر حومه طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید