tumulted

[ایالات متحده]/ˈtjuːmʌltɪd/
[بریتانیا]/ˈtumʌltɪd/

ترجمه

v. در وضعیت جنجال یا سردرگمی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

tumulted crowd

گردان جمعیت

tumulted emotions

احساسات آشفته

tumulted thoughts

افکار آشفته

tumulted scene

صحنه آشفته

tumulted voices

صدای آشفته

tumulted atmosphere

فضای آشفته

tumulted heart

قلب آشفته

tumulted reaction

واکنش آشفته

tumulted situation

وضعیت آشفته

tumulted aftermath

پیامد آشفته

جملات نمونه

the crowd tumulted with excitement during the concert.

در طول کنسرت، جمعیت با هیجان به هم ریختند.

as the news broke, the office became tumulted with discussions.

با انتشار خبر، دفتر مملو از بحث و گفتگو شد.

the tumulted streets were filled with protesters demanding change.

جاده‌های به هم ریخته پر از معترضانی بود که خواستار تغییر بودند.

her mind was tumulted with conflicting thoughts.

ذهنش مملو از افکار متناقض بود.

the tumulted scene at the festival was both chaotic and thrilling.

صحنه به هم ریخته در جشنواره هم آشفته‌کننده و هم هیجان‌انگیز بود.

the tumulted atmosphere made it hard to concentrate.

فضای به هم ریخته باعث می‌شد تمرکز کردن دشوار باشد.

after the announcement, the room became tumulted with reactions.

پس از اعلام، اتاق مملو از واکنش‌ها شد.

the tumulted debate lasted for hours without resolution.

بحث به هم ریخته ساعت‌ها بدون نتیجه ادامه داشت.

his tumulted emotions were hard to control.

احساسات به هم ریخته‌اش را به سختی کنترل می‌کرد.

the tumulted waves crashed against the shore.

امواج به هم ریخته به ساحل برخورد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید