| جمع | turnbuckles |
turnbuckle adjustment
تنظیم مهره بالابری
turnbuckle design
طراحی مهره بالابری
turnbuckle assembly
مونتاژ مهره بالابری
turnbuckle tension
کشیدگی مهره بالابری
turnbuckle installation
نصب مهره بالابری
turnbuckle connection
اتصال مهره بالابری
turnbuckle fitting
اتصالدهنده مهره بالابری
turnbuckle lock
قفل مهره بالابری
turnbuckle usage
نحوه استفاده از مهره بالابری
turnbuckle type
نوع مهره بالابری
the turnbuckle was used to tighten the cable.
از سگک برای محکم کردن سیم استفاده شد.
make sure the turnbuckle is securely fastened.
مطمئن شوید که سگک به طور ایمن محکم شده است.
he adjusted the turnbuckle to stabilize the structure.
او سگک را تنظیم کرد تا سازه را تثبیت کند.
the turnbuckle helps maintain tension in the rigging.
سگک به حفظ کشش در اتصالات کمک می کند.
we need a new turnbuckle for the project.
ما به یک سگک جدید برای پروژه نیاز داریم.
check the turnbuckle for any signs of wear.
سگک را از نظر هرگونه علائم سایش بررسی کنید.
he used a wrench to turn the turnbuckle.
او از آچار برای چرخاندن سگک استفاده کرد.
the turnbuckle is essential for proper tensioning.
سگک برای کشش مناسب ضروری است.
they installed a turnbuckle to secure the fence.
آنها یک سگک برای محکم کردن حصار نصب کردند.
turnbuckles are commonly used in construction and rigging.
سگک ها معمولاً در ساخت و ساز و اتصالات استفاده می شوند.
turnbuckle adjustment
تنظیم مهره بالابری
turnbuckle design
طراحی مهره بالابری
turnbuckle assembly
مونتاژ مهره بالابری
turnbuckle tension
کشیدگی مهره بالابری
turnbuckle installation
نصب مهره بالابری
turnbuckle connection
اتصال مهره بالابری
turnbuckle fitting
اتصالدهنده مهره بالابری
turnbuckle lock
قفل مهره بالابری
turnbuckle usage
نحوه استفاده از مهره بالابری
turnbuckle type
نوع مهره بالابری
the turnbuckle was used to tighten the cable.
از سگک برای محکم کردن سیم استفاده شد.
make sure the turnbuckle is securely fastened.
مطمئن شوید که سگک به طور ایمن محکم شده است.
he adjusted the turnbuckle to stabilize the structure.
او سگک را تنظیم کرد تا سازه را تثبیت کند.
the turnbuckle helps maintain tension in the rigging.
سگک به حفظ کشش در اتصالات کمک می کند.
we need a new turnbuckle for the project.
ما به یک سگک جدید برای پروژه نیاز داریم.
check the turnbuckle for any signs of wear.
سگک را از نظر هرگونه علائم سایش بررسی کنید.
he used a wrench to turn the turnbuckle.
او از آچار برای چرخاندن سگک استفاده کرد.
the turnbuckle is essential for proper tensioning.
سگک برای کشش مناسب ضروری است.
they installed a turnbuckle to secure the fence.
آنها یک سگک برای محکم کردن حصار نصب کردند.
turnbuckles are commonly used in construction and rigging.
سگک ها معمولاً در ساخت و ساز و اتصالات استفاده می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید