turnbuckle

[ایالات متحده]/ˈtɜːnbʌkəl/
[بریتانیا]/ˈtɜrnˌbʌkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که شامل یک چارچوب فلزی با مکانیزم پیچ است که برای تنظیم تنش یا طول استفاده می‌شود؛ همچنین به نوعی از اتصال پیچ یا مهره آستین نیز اشاره دارد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

turnbuckle adjustment

تنظیم مهره بالابری

turnbuckle design

طراحی مهره بالابری

turnbuckle assembly

مونتاژ مهره بالابری

turnbuckle tension

کشیدگی مهره بالابری

turnbuckle installation

نصب مهره بالابری

turnbuckle connection

اتصال مهره بالابری

turnbuckle fitting

اتصال‌دهنده مهره بالابری

turnbuckle lock

قفل مهره بالابری

turnbuckle usage

نحوه استفاده از مهره بالابری

turnbuckle type

نوع مهره بالابری

جملات نمونه

the turnbuckle was used to tighten the cable.

از سگک برای محکم کردن سیم استفاده شد.

make sure the turnbuckle is securely fastened.

مطمئن شوید که سگک به طور ایمن محکم شده است.

he adjusted the turnbuckle to stabilize the structure.

او سگک را تنظیم کرد تا سازه را تثبیت کند.

the turnbuckle helps maintain tension in the rigging.

سگک به حفظ کشش در اتصالات کمک می کند.

we need a new turnbuckle for the project.

ما به یک سگک جدید برای پروژه نیاز داریم.

check the turnbuckle for any signs of wear.

سگک را از نظر هرگونه علائم سایش بررسی کنید.

he used a wrench to turn the turnbuckle.

او از آچار برای چرخاندن سگک استفاده کرد.

the turnbuckle is essential for proper tensioning.

سگک برای کشش مناسب ضروری است.

they installed a turnbuckle to secure the fence.

آنها یک سگک برای محکم کردن حصار نصب کردند.

turnbuckles are commonly used in construction and rigging.

سگک ها معمولاً در ساخت و ساز و اتصالات استفاده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید