turndown

[ایالات متحده]/ˈtɜːnˌdaʊn/
[بریتانیا]/ˈtɜrnˌdaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی که می‌تواند کاهش یابد، یک رد، یک کاهش؛ رد، طرد، کاهش، بخشی که می‌تواند کاهش یابد
adj. قادر به کاهش یا تا شدن؛ کاهش یافته یا تا شده
شکل‌های واژه
جمعturndowns

عبارات و ترکیب‌ها

turndown service

سرویس رد درخواست

turndown offer

پیشنهاد رد شده

turndown request

درخواست رد شده

turndown rate

نرخ رد

turndown policy

سیاست رد

turndown deal

معامله رد شده

turndown notice

اطلاع‌رسانی رد

turndown decision

تصمیم رد

turndown letter

نامه رد

turndown explanation

توضیح رد

جملات نمونه

she decided to turndown the job offer.

او تصمیم گرفت پیشنهاد شغلی را رد کند.

he had to turndown the invitation to the party.

او مجبور شد دعوتنامه مهمانی را رد کند.

they turndown the proposal after much consideration.

آنها پیشنهاد را پس از بررسی‌های فراوان رد کردند.

it's important to know how to turndown requests politely.

دانستن نحوه رد درخواست‌ها به طور مؤدبانه مهم است.

she had to turndown the chance to travel abroad.

او مجبور شد فرصت سفر به خارج از کشور را رد کند.

he turndown the volume of the music.

او صدای موسیقی را کم کرد.

after reviewing the terms, they decided to turndown the deal.

پس از بررسی شرایط، آنها تصمیم گرفتند معامله را رد کنند.

she turndown his advances gracefully.

او با وقار، پیشرفت‌های او را رد کرد.

we had to turndown the request due to budget constraints.

ما مجبور شدیم درخواست را به دلیل محدودیت‌های بودجه رد کنیم.

he turndown the opportunity to lead the project.

او فرصت هدایت پروژه را رد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید