tussurs

[ایالات متحده]/ˈtʌsəz/
[بریتانیا]/ˈtʌsərz/

ترجمه

n. تکه‌های کوچک پارچه یا بافت

عبارات و ترکیب‌ها

tussurs clash

برخوردها

tussurs arise

تولد

tussurs escalate

تشدید

tussurs emerge

ظهور

tussurs continue

ادامه

tussurs develop

توسعه

tussurs unfold

گشودن

tussurs ignite

روشن کردن

tussurs persist

ماندگاری

tussurs resolve

حل و فصل

جملات نمونه

she had to tussurs with her emotions during the meeting.

او مجبور بود احساسات خود را در طول جلسه مدیریت کند.

the children had tussurs over the last piece of cake.

کودکان بر سر آخرین تکه کیک با هم بحث کردند.

he often finds himself in tussurs with his colleagues.

او اغلب متوجه می شود که با همکاران خود درگیر است.

they had a tussurs about the best way to solve the problem.

آنها در مورد بهترین راه حل برای مشکل با هم بحث کردند.

her tussurs with the new policy were well documented.

اختلافات او با سیاست جدید به خوبی مستند شده بود.

the tussurs between the two teams were intense.

اختلافات بین دو تیم شدید بود.

after some tussurs, they finally reached an agreement.

پس از بحث و گفتگو، آنها سرانجام به توافق رسیدند.

his tussurs with authority often landed him in trouble.

اختلافات او با مقامات اغلب او را در دردسر می انداخت.

the tussurs in the debate highlighted the main issues.

اختلافات در بحث، مسائل اصلی را برجسته کرد.

they had a brief tussurs before making up.

آنها قبل از آشتی، یک بحث کوتاه داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید