tweezing

[ایالات متحده]/ˈtwiːzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtwiːzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل برداشتن مو یا سایر اشیای کوچک با استفاده از موچین

عبارات و ترکیب‌ها

tweezing eyebrows

نظافت ابرو

tweezing hairs

نظافت موها

tweezing technique

تکنیک اصلاح

tweezing routine

برنامه اصلاح

tweezing method

روش اصلاح

tweezing tools

ابزارهای اصلاح

tweezing practice

تمرین اصلاح

tweezing session

جلسه اصلاح

tweezing pain

درد اصلاح

tweezing results

نتایج اصلاح

جملات نمونه

she spends an hour tweezing her eyebrows every week.

او هر هفته یک ساعت وقت صرف کندن ابرو می‌کند.

tweezing can help define the shape of your eyebrows.

کندن می‌تواند به تعریف شکل ابروهای شما کمک کند.

he prefers tweezing to waxing for facial hair removal.

او برای از بین بردن موهای صورت، کندن را به موم انداختن ترجیح می‌دهد.

many people find tweezing to be a quick and easy method.

بسیاری از مردم روش کندن را سریع و آسان می‌دانند.

after tweezing, it's important to soothe the skin.

پس از کندن، مهم است که پوست را تسکین دهید.

she learned the art of tweezing from her mother.

او هنر کندن را از مادرش یاد گرفت.

tweezing can be painful, but the results are worth it.

کندن می‌تواند دردناک باشد، اما نتیجه آن ارزش دارد.

regular tweezing helps maintain a polished appearance.

کندن منظم به حفظ ظاهری آراسته کمک می‌کند.

she uses a magnifying mirror for precise tweezing.

او از یک آینه بزرگ‌نمایی برای کندن دقیق استفاده می‌کند.

he found a great tutorial on tweezing techniques online.

او یک آموزش عالی در مورد تکنیک‌های کندن را به صورت آنلاین پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید