twitting

[ایالات متحده]/ˈtwɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtwɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمسخر یا دست انداختن کسی
vt. تمسخر کردن یا مسخره کردن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

twitting birds

پرندگان توییت‌کننده

twitting friends

دوستان توییت‌کننده

twitting updates

به‌روزرسانی‌های توییت‌شده

twitting news

اخبار توییت‌شده

twitting moments

لحظات توییت‌شده

twitting thoughts

افکار توییت‌شده

twitting events

رویدادهای توییت‌شده

twitting trends

ترندهای توییت‌شده

twitting opinions

نظرات توییت‌شده

twitting stories

داستان‌های توییت‌شده

جملات نمونه

she spent the afternoon twitting about her new job.

او بعد از ظهر در مورد شغل جدیدش توییت کرد.

he enjoys twitting humorous comments to his followers.

او از ارسال نظرات خنده‌دار به دنبال‌کنندگانش لذت می‌برد.

they were twitting about the latest trends in fashion.

آنها در مورد آخرین روندها در مد توییت می‌کردند.

twitting can be a great way to connect with friends.

توییت کردن می‌تواند راهی عالی برای ارتباط با دوستان باشد.

she was twitting about her travel adventures.

او در مورد ماجراهای سفرش توییت می‌کرد.

he often finds himself twitting late into the night.

او اغلب متوجه می‌شود که تا دیروقت توییت می‌کند.

they were twitting about the upcoming concert.

آنها در مورد کنسرت آینده توییت می‌کردند.

twitting can sometimes lead to unexpected friendships.

توییت کردن گاهی اوقات می‌تواند منجر به دوستی‌های غیرمنتظره شود.

he enjoys twitting funny memes to lighten the mood.

او از ارسال میم‌های خنده‌دار برای تلطیف فضا لذت می‌برد.

she was twitting her thoughts on the latest movie.

او در مورد آخرین فیلم افکار خود را توییت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید