two-headed

[ایالات متحده]/[ˈtuːˈhed]/
[بریتانیا]/[ˈtuːˈhed]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موجود با دو سر.
adj. دارای دو سر؛ دارای دو سر، معمولاً به صورت مجاز برای توصیف چیزی غیرمعمول یا پیچیده استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

two-headed snake

حیوان دوسره

a two-headed baby

نوزاد دوسره

two-headed monster

جنس دوسره

become two-headed

دوسره شدن

two-headed problem

مشکل دوسره

two-headed challenge

چالش دوسره

seeing two-headed

دیدن دوسره

two-headed figure

شخصیت دوسره

the two-headed

دوسره

two-headed myth

میتو دوسره

جملات نمونه

the two-headed snake was a truly bizarre sight.

حیوان دوسر خضاب یک نمایش واقعاً عجیب بود.

scientists documented a two-headed turtle in the rainforest.

دانشمندان یک خرس دوسر در جنگل بارانی را ثبت کردند.

the two-headed calf struggled to walk on its own.

گوساله دوسر در تلاش برای پیاده روی خود دچار مشکل شد.

a two-headed frog was discovered during a routine survey.

یک سگ دوسر در یک بررسی معمولی کشف شد.

the genetic mutation resulted in a two-headed lizard.

تغییر ژنتیکی منجر به یک مار دوسر شد.

the two-headed monster was a terrifying figure in the legend.

پریشان کننده دوسر در اسطوره یک شخصیت مخوف بود.

researchers studied the behavior of the two-headed bird.

پژوهشگران رفتار پرندگان دوسر را مطالعه کردند.

the two-headed kitten was a source of both fascination and concern.

کیت دوسر منبعی از همچنین جذب و نگرانی بود.

the artist depicted a mythical two-headed dragon in the painting.

هنرمند یک دракون دوسر افسانه ای در نقاشی را به تصویر کشید.

the two-headed anomaly baffled the veterinary team.

عدم نرمالیتی دوسر تیم پزشکی دامی را گیج کرد.

the story of the two-headed giant is a classic folktale.

داستان یک انسان دوسر یک داستان ساده سنتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید