conjoined twins
دوقلوهای به هم پیوسته
conjoined efforts
تلاشهای مشترک
conjoined minds
ذهنهای مشترک
conjoined families
خانوادههای مشترک
conjoined interests
علایق مشترک
conjoined projects
پروژههای مشترک
conjoined activities
فعالیتهای مشترک
conjoined destinies
سرنوشتهای مشترک
conjoined forces
نیروهای مشترک
conjoined paths
مسیرهای مشترک
the two circles are conjoined at one point.
دو دایره در یک نقطه به هم متصل هستند.
conjoined twins share some organs and systems.
دوقلوهای به هم پیوسته برخی از اندامها و سیستمها را به اشتراک میگذارند.
the project was conjoined with another initiative.
این پروژه با یک طرح دیگر ادغام شد.
they are conjoined in their efforts to improve the community.
آنها در تلاش برای بهبود جامعه با هم متحد هستند.
the conjoined houses created a unique architectural style.
خانههای به هم پیوسته یک سبک معماری منحصر به فرد ایجاد کردند.
her ideas were conjoined with his to create a new strategy.
ایدههای او با ایدههای او ترکیب شد تا یک استراتژی جدید ایجاد شود.
the conjoined events drew a large crowd.
رویدادهای به هم پیوسته جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.
they had conjoined interests in environmental conservation.
آنها علایق مشترکی در حفظ محیط زیست داشتند.
the conjoined efforts of the team led to success.
تلاشهای مشترک تیم منجر به موفقیت شد.
conjoined policies can enhance economic growth.
خط مشیهای به هم پیوسته میتوانند باعث رشد اقتصادی شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید