typewrote

[ایالات متحده]/ˈtaɪpˌrəʊt/
[بریتانیا]/ˈtaɪpˌroʊt/

ترجمه

v. با استفاده از ماشین تحریر نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

typewrote letter

تایپ کرد نامه

typewrote document

تایپ کرد سند

typewrote report

تایپ کرد گزارش

typewrote essay

تایپ کرد مقاله

typewrote notes

تایپ کرد یادداشت

typewrote message

تایپ کرد پیام

typewrote copy

تایپ کرد کپی

typewrote script

تایپ کرد فیلمنامه

typewrote article

تایپ کرد مقاله

typewrote story

تایپ کرد داستان

جملات نمونه

she typewrote a letter to her friend.

او نامه‌ای برای دوستش تایپ کرد.

he typewrote the report in just a few hours.

او گزارش را در عرض چند ساعت تایپ کرد.

they typewrote the manuscript for their new book.

آنها دست‌نویس کتاب جدید خود را تایپ کردند.

after the meeting, she typewrote the minutes.

پس از جلسه، او صورتجلسه را تایپ کرد.

he typewrote a poem that won an award.

او شعر مدح را تایپ کرد که جایزه برد.

the student typewrote her thesis on time.

دانشجو پایان‌نامه خود را به موقع تایپ کرد.

she typewrote a heartfelt message for her family.

او پیامی صمیمانه برای خانواده‌اش تایپ کرد.

he typewrote the final draft of his speech.

او پیش‌نویس نهایی سخنرانی خود را تایپ کرد.

they typewrote the instructions for the project.

آنها دستورالعمل‌های پروژه را تایپ کردند.

she typewrote a thank-you note to her teacher.

او یادداشتی تشکر برای معلمش تایپ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید