handwrote

[ایالات متحده]/[ˈhændrɒt]/
[بریتانیا]/[ˈhændrɒt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نوشتن چیزی به دست؛ نوشتن یا تهیه چیزی به دست، به ویژه یک نامه.

عبارات و ترکیب‌ها

i handwrote it.

من آن را دست‌نویس کردم.

she handwrote notes.

او یادداشت‌هایی را دست‌نویس کرد.

handwrote a letter.

یک نامه را دست‌نویس کرد.

he handwrote the card.

او کارت را دست‌نویس کرد.

they handwrote invitations.

آن‌ها دعوت‌نامه‌ها را دست‌نویس کردند.

handwriting, she handwrote.

دست‌نویس، او دست‌نویس کرد.

handwrote a poem.

یک شعر را دست‌نویس کرد.

carefully handwrote.

دقت کرده دست‌نویس کرد.

handwrote the message.

پیام را دست‌نویس کرد.

he handwrote everything.

او هر چیزی را دست‌نویس کرد.

جملات نمونه

i handwrote a thank you note to my grandmother.

من یک نامه ممنونی به دوست من نوشتدم.

he handwrote the entire poem in elegant script.

او تمام شعر را با خط زیبایی نوشت.

she handwrote a letter to her best friend.

او یک نامه را به بهترین دوستش نوشت.

the artist handwrote the lyrics on a piece of paper.

هنرمند متن آهنگ را روی یک کاغذ نوشت.

could you please handwrite your name on the form?

لطفا نام خود را به صورت دست نویس روی فرم بنویسید.

he handwrote a detailed itinerary for the trip.

او یک برنامه ریزی جزئیاتی برای سفر را دست نویس نوشت.

i prefer to handwrite my to-do list.

من بیشتر می‌خواهم لیست کارهایم را دست نویس بنویسم.

she handwrote a beautiful invitation for the wedding.

او یک دعوت نامه زیبایی برای ازدواج دست نویس نوشت.

he handwrote a short message in the margins.

او یک پیام کوتاه در حاشیه نوشت.

the student handwrote his answers on the exam.

دانش آموز پاسخ‌های خود را در امتحان دست نویس نوشت.

i handwrote a recipe for my favorite cookies.

من یک دستور پختی برای کوکی‌های مورد علاقه‌ام دست نویس نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید