often

[ایالات متحده]/'ɒf(ə)n/
[بریتانیا]/'ɔfn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مکرر; در بسیاری از مواقع; بیشتر اوقات.

عبارات و ترکیب‌ها

often as

همیشه

as often as

همانقدر که

more often

اغلب اوقات

how often

چقدر اغلب؟

so often

اینقدر زیاد

most often

اغلب

every so often

گاهی اوقات

all too often

خیلی زیاد

once too often

یک بار زیاد

جملات نمونه

They often dealt with that shop.

آنها اغلب با آن مغازه سروکار داشتند.

They will often rally in a crisis.

آنها اغلب در بحران متحد خواهند شد.

she was not often given to anger.

او اغلب خشمگین نمی‌شد.

the terms are often interchanged.

این اصطلاحات اغلب با یکدیگر عوض می شوند.

she was often snappish with the children.

او اغلب با کودکان بداخلاق بود.

evidence is scarce and often undependable.

دلایل کمیاب هستند و اغلب غیرقابل اعتماد.

They often got stuck in the mud.

آنها اغلب در گل گیر می کردند.

The streets are often congested.

جاده ها اغلب شلوغ هستند.

Yawning is often contagious.

خرواردن اغلب مسری است.

This country is often riven by earthquakes.

این کشور اغلب دچار زلزله می شود.

I often criticize myself.

من اغلب خودم را مورد انتقاد قرار می دهم.

Children often dislike homework.

کودکان اغلب تکالیف را دوست ندارند.

Colour is often an additive in foods.

رنگ اغلب یک افزودنی در غذاها است.

We often work at night.

ما اغلب شب کار می کنیم.

These verbs are often confused.

این افعال اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند.

I often dream at night.

من اغلب شب‌ها رویایی می‌بینم.

I often fish the river.

من اغلب در رودخانه ماهیگیری می کنم.

نمونه‌های واقعی

Instead they keep distance and wash hands and sanitize very often.

در عوض، آن‌ها فاصله را رعایت کرده، اغلب دست‌ها را می‌شویند و ضدعفونی می‌کنند.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

Would you come visit me more often?

آیا بیشتر اوقات به دیدن من می‌آیید؟

منبع: Desperate Housewives Season 5

However, these relationships are often quite shallow.

با این حال، این روابط اغلب بسیار سطحی هستند.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 7)

The kids often go hiking at weekends.

کودکان اغلب آخر هفته‌ها به پیاده‌روی می‌روند.

منبع: Pronunciation: Basic Course in American English Pronunciation

Companies are offering more deals, more often.

شرکت‌ها بیشتر و بیشتر معاملات ارائه می‌دهند.

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

Cheap and inferior commodities often predominate the morning market.

کالاهای ارزان قیمت و نامرغوب اغلب در بازار صبح غالب هستند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

'Do you come to these parties often? '

'آیا شما اغلب به این مهمانی‌ها می‌آیید؟'

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

Do you want to guess how often?

آیا می‌خواهید حدس بزنید چقدر اغلب؟

منبع: TED Talks (Audio Version) January 2019 Collection

Come and see me often, Mr David!

آقای دیوید، اغلب تشریف بیاورید و از من دیدن کنید!

منبع: Abduction

You may also hear it pronounced as often.

شاید آن را با تلفظی که اغلب شنیده می‌شود بشنوید.

منبع: Learn business English with Lucy.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید