tythe

[ایالات متحده]/taɪð/
[بریتانیا]/taɪð/

ترجمه

n. (تاریخی) مالیاتی به میزان یک دهم تولید یا درآمد سالانه، که قبلاً به عنوان مالیاتی برای حمایت از روحانیون گرفته می‌شد؛ بخش کوچک یا قسمت
v. مالیات دادن یا پرداخت دهم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

pay tythe

پرداخت عشر

tythe collector

جمع کننده عشر

tythe land

زمین عشر

tythe payment

پرداخت عشر

tythe rights

حقوق عشر

tythe obligation

تعهد عشر

tythe system

سیستم عشر

tythe exemption

معافیت عشر

tythe assessment

ارزیابی عشر

tythe records

سوابق عشر

جملات نمونه

he decided to tythe his income for charity.

او تصمیم گرفت درآمد خود را برای کمک به خیریه اهدا کند.

many farmers tythe a portion of their harvest to the local market.

بسیاری از کشاورزان بخشی از برداشت خود را به بازار محلی اهدا می‌کنند.

she learned to tythe her time wisely between work and family.

او یاد گرفت که زمان خود را به طور عاقلانه بین کار و خانواده اهدا کند.

the community decided to tythe their resources for a common goal.

جامعه تصمیم گرفت منابع خود را برای یک هدف مشترک اهدا کند.

he believes it is important to tythe your skills to help others.

او معتقد است که مهم است مهارت‌های خود را برای کمک به دیگران اهدا کنید.

they agreed to tythe their efforts in the upcoming project.

آنها با هم توافق کردند که تلاش خود را در پروژه آینده اهدا کنند.

she plans to tythe her knowledge by teaching workshops.

او قصد دارد با برگزاری کارگاه آموزشی، دانش خود را اهدا کند.

it's essential to tythe your energy when managing multiple tasks.

هنگام مدیریت چندین کار، حفظ انرژی شما ضروری است.

they decided to tythe their funds for community development.

آنها تصمیم گرفتند بودجه خود را برای توسعه جامعه اهدا کنند.

he always encourages others to tythe their talents.

او همیشه دیگران را تشویق می‌کند تا استعدادهای خود را اهدا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید