pay tythe
پرداخت عشر
tythe collector
جمع کننده عشر
tythe land
زمین عشر
tythe payment
پرداخت عشر
tythe rights
حقوق عشر
tythe obligation
تعهد عشر
tythe system
سیستم عشر
tythe exemption
معافیت عشر
tythe assessment
ارزیابی عشر
tythe records
سوابق عشر
he decided to tythe his income for charity.
او تصمیم گرفت درآمد خود را برای کمک به خیریه اهدا کند.
many farmers tythe a portion of their harvest to the local market.
بسیاری از کشاورزان بخشی از برداشت خود را به بازار محلی اهدا میکنند.
she learned to tythe her time wisely between work and family.
او یاد گرفت که زمان خود را به طور عاقلانه بین کار و خانواده اهدا کند.
the community decided to tythe their resources for a common goal.
جامعه تصمیم گرفت منابع خود را برای یک هدف مشترک اهدا کند.
he believes it is important to tythe your skills to help others.
او معتقد است که مهم است مهارتهای خود را برای کمک به دیگران اهدا کنید.
they agreed to tythe their efforts in the upcoming project.
آنها با هم توافق کردند که تلاش خود را در پروژه آینده اهدا کنند.
she plans to tythe her knowledge by teaching workshops.
او قصد دارد با برگزاری کارگاه آموزشی، دانش خود را اهدا کند.
it's essential to tythe your energy when managing multiple tasks.
هنگام مدیریت چندین کار، حفظ انرژی شما ضروری است.
they decided to tythe their funds for community development.
آنها تصمیم گرفتند بودجه خود را برای توسعه جامعه اهدا کنند.
he always encourages others to tythe their talents.
او همیشه دیگران را تشویق میکند تا استعدادهای خود را اهدا کنند.
pay tythe
پرداخت عشر
tythe collector
جمع کننده عشر
tythe land
زمین عشر
tythe payment
پرداخت عشر
tythe rights
حقوق عشر
tythe obligation
تعهد عشر
tythe system
سیستم عشر
tythe exemption
معافیت عشر
tythe assessment
ارزیابی عشر
tythe records
سوابق عشر
he decided to tythe his income for charity.
او تصمیم گرفت درآمد خود را برای کمک به خیریه اهدا کند.
many farmers tythe a portion of their harvest to the local market.
بسیاری از کشاورزان بخشی از برداشت خود را به بازار محلی اهدا میکنند.
she learned to tythe her time wisely between work and family.
او یاد گرفت که زمان خود را به طور عاقلانه بین کار و خانواده اهدا کند.
the community decided to tythe their resources for a common goal.
جامعه تصمیم گرفت منابع خود را برای یک هدف مشترک اهدا کند.
he believes it is important to tythe your skills to help others.
او معتقد است که مهم است مهارتهای خود را برای کمک به دیگران اهدا کنید.
they agreed to tythe their efforts in the upcoming project.
آنها با هم توافق کردند که تلاش خود را در پروژه آینده اهدا کنند.
she plans to tythe her knowledge by teaching workshops.
او قصد دارد با برگزاری کارگاه آموزشی، دانش خود را اهدا کند.
it's essential to tythe your energy when managing multiple tasks.
هنگام مدیریت چندین کار، حفظ انرژی شما ضروری است.
they decided to tythe their funds for community development.
آنها تصمیم گرفتند بودجه خود را برای توسعه جامعه اهدا کنند.
he always encourages others to tythe their talents.
او همیشه دیگران را تشویق میکند تا استعدادهای خود را اهدا کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید