ulcerating pain
درد همراه با زخم
ulcerating lesions
ضایعات همراه با زخم
ulcerating condition
وضعیت همراه با زخم
ulcerating wounds
زخمهای همراه با زخم
ulcerating tumor
تومور همراه با زخم
ulcerating infection
عفونت همراه با زخم
ulcerating dermatitis
درماتیت همراه با زخم
ulcerating gastritis
گاستریت همراه با زخم
ulcerating colitis
کولیت همراه با زخم
ulcerating sores
منافذ همراه با زخم
the ulcerating wound required immediate medical attention.
زخم التیامنیافته نیاز به مراقبتهای پزشکی فوری داشت.
ulcerating lesions can be a sign of serious health issues.
ضایعات التیامنیافته میتوانند نشانهای از مشکلات جدی سلامتی باشند.
he was diagnosed with an ulcerating condition that affected his daily life.
تشخیص داده شد که یک بیماری التیامنیافته دارد که زندگی روزمره او را تحت تأثیر قرار داده است.
ulcerating infections can spread rapidly if not treated properly.
عفونتهای التیامنیافته میتوانند به سرعت گسترش یابند اگر به درستی درمان نشوند.
she experienced ulcerating pain that made it difficult to eat.
او درد التیامنیافتهای را تجربه کرد که خوردن را برایش دشوار میکرد.
doctors recommended a special diet for patients with ulcerating disorders.
پزشکان یک رژیم غذایی خاص را برای بیماران مبتلا به اختلالات التیامنیافته توصیه کردند.
ulcerating symptoms can vary from person to person.
علائم التیامنیافته میتوانند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشند.
he underwent treatment for his ulcerating skin condition.
او تحت درمان برای بیماری پوستی التیامنیافته خود قرار گرفت.
ulcerating issues often require long-term management.
مشکلات التیامنیافته اغلب نیاز به مدیریت طولانی مدت دارند.
patients with ulcerating diseases should monitor their symptoms closely.
بیماران مبتلا به بیماریهای التیامنیافته باید علائم خود را به دقت زیر نظر داشته باشند.
ulcerating pain
درد همراه با زخم
ulcerating lesions
ضایعات همراه با زخم
ulcerating condition
وضعیت همراه با زخم
ulcerating wounds
زخمهای همراه با زخم
ulcerating tumor
تومور همراه با زخم
ulcerating infection
عفونت همراه با زخم
ulcerating dermatitis
درماتیت همراه با زخم
ulcerating gastritis
گاستریت همراه با زخم
ulcerating colitis
کولیت همراه با زخم
ulcerating sores
منافذ همراه با زخم
the ulcerating wound required immediate medical attention.
زخم التیامنیافته نیاز به مراقبتهای پزشکی فوری داشت.
ulcerating lesions can be a sign of serious health issues.
ضایعات التیامنیافته میتوانند نشانهای از مشکلات جدی سلامتی باشند.
he was diagnosed with an ulcerating condition that affected his daily life.
تشخیص داده شد که یک بیماری التیامنیافته دارد که زندگی روزمره او را تحت تأثیر قرار داده است.
ulcerating infections can spread rapidly if not treated properly.
عفونتهای التیامنیافته میتوانند به سرعت گسترش یابند اگر به درستی درمان نشوند.
she experienced ulcerating pain that made it difficult to eat.
او درد التیامنیافتهای را تجربه کرد که خوردن را برایش دشوار میکرد.
doctors recommended a special diet for patients with ulcerating disorders.
پزشکان یک رژیم غذایی خاص را برای بیماران مبتلا به اختلالات التیامنیافته توصیه کردند.
ulcerating symptoms can vary from person to person.
علائم التیامنیافته میتوانند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشند.
he underwent treatment for his ulcerating skin condition.
او تحت درمان برای بیماری پوستی التیامنیافته خود قرار گرفت.
ulcerating issues often require long-term management.
مشکلات التیامنیافته اغلب نیاز به مدیریت طولانی مدت دارند.
patients with ulcerating diseases should monitor their symptoms closely.
بیماران مبتلا به بیماریهای التیامنیافته باید علائم خود را به دقت زیر نظر داشته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید