ulterior

[ایالات متحده]/ʌlˈtɪəriə(r)/
[بریتانیا]/ʌlˈtɪriər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آینده، دور؛ در طرف دور؛ پنهان یا فاش نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

ulterior motives

انگیزه‌های پنهانی

ulterior purpose

هدف پنهان

ulterior agenda

برنامه پنهان

ulterior motive

انگیزه پنهان

جملات نمونه

the ulterior side of the river

جنبه پنهان رودخانه

take an ulterior step

یک قدم پنهانی بردار

for the sake of ulterior ends

به خاطر رسیدن به اهداف پنهان

ulterior pay promised to the mariners.

پرداخت بیشتر قول داده شده به دریانوردان.

have an ulterior object in view

یک هدف پنهانی در نظر داشته باشید

I want to know what is our ulterior action.

می‌خواهم بدانم اقدام پنهانی ما چیست؟

She definitely had an ulterior motive in offering to help.

او قطعاً یک انگیزه پنهان برای کمک کردن داشت.

could there be an ulterior motive behind his request?.

آیا ممکن است انگیزه پنهانی پشت درخواست او وجود داشته باشد؟

The politician played on the patriotic sentiments of the people from ulterior motives.

سیاستمدار از احساسات میهنی مردم برای رسیدن به اهداف شوم استفاده کرد.

I suspect he may have had ulterior motives for being so generous.

حدس می‌زنم او ممکن است به خاطر سخاوت بیش از حدش، اهداف پنهانی داشته باشد.

Janet Caroll: "The primary concern is that these programs would be used for ulterior purposes..."

جنت کارول: «نگرانی اصلی این است که از این برنامه‌ها برای اهداف پنهانی استفاده شود...»

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید