umble

[ایالات متحده]/[ˈʌmbl]/
[بریتانیا]/[ˈʌmbl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متواضع; فروطین.
n. یک صدای خرد و غرش‌دار.
v. راه رفتن یا حرکت کردن به صورت سنگین و پر سر و صدا؛ شکایت کردن به روش غرغرکننده یا ناله کننده.

عبارات و ترکیب‌ها

umble around

Persian_translation

umble softly

Persian_translation

umble along

Persian_translation

humbled by

Persian_translation

umble words

Persian_translation

humbles us

Persian_translation

umble voice

Persian_translation

umble past

Persian_translation

جملات نمونه

the old house had a peculiar, humble charm.

خانه قدیمی دارای جذابیت عجیب و متواضعی بود.

he gave a humble apology for his mistake.

او برای اشتباهش عذرخواهی متواضعانه‌ای کرد.

despite her success, she remained humble.

با وجود موفقیتش، او متواضع باقی ماند.

the village was a humble collection of cottages.

دهکده مجموعه‌ای متواضع از کلبه‌ها بود.

he led a humble life as a teacher.

او زندگی متواضعی به عنوان معلم داشت.

she offered a humble suggestion to the team.

او پیشنهاد متواضعانه‌ای به تیم ارائه داد.

the restaurant served humble, hearty meals.

رستوران غذاهای متواضعانه و مقوی سرو می‌کرد.

he had humble beginnings but achieved great things.

او با شروعی متواضع، کارهای بزرگی انجام داد.

she gave a humble nod of acknowledgement.

او سر تکان متواضعانه‌ای به عنوان تایید نشان داد.

the humble pie is a traditional dish.

پای متواضع یک غذای سنتی است.

he presented his findings in a humble manner.

او یافته‌های خود را به روشی متواضعانه ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید