unadventurous

[ایالات متحده]/ʌnəd'ventʃ(ə)rəs/
[بریتانیا]/ˌʌnəd'vɛntʃərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد روح ماجراجویی، ایمن و پایدار.

جملات نمونه

he was the unadventurous type.

او از نوع افراد غیرماجراجو بود.

He leads an unadventurous life.

او زندگی غیرماجراجویانه‌ای دارد.

She prefers unadventurous activities like reading and gardening.

او فعالیت‌های غیرماجراجویانه‌ای مانند خواندن و باغبانی را ترجیح می‌دهد.

Their unadventurous approach to travel involves staying at all-inclusive resorts.

رویکرد غیرماجراجویانه آن‌ها به سفر شامل اقامت در استراحتگاه‌های همه‌شمول است.

The unadventurous menu at the restaurant offers only basic dishes.

منوی غیرماجراجویانه رستوران فقط غذاهای ساده ارائه می‌دهد.

He has an unadventurous taste in music, sticking to classic rock bands.

او سلیقه غیرماجراجویانه‌ای در موسیقی دارد و به گروه‌های راک کلاسیک پایبند است.

Living an unadventurous life can lead to feelings of boredom and stagnation.

زندگی غیرماجراجویانه می‌تواند منجر به احساس خستگی و رکود شود.

She made an unadventurous choice by ordering the same dish she always gets.

او با سفارش همان غذایی که همیشه سفارش می‌دهد، انتخاب غیرماجراجویانه‌ای کرد.

Their unadventurous attitude towards trying new things holds them back from exciting opportunities.

نگاه غیرماجراجویانه آن‌ها به امتحان کردن چیزهای جدید مانع از فرصت‌های هیجان‌انگیز می‌شود.

The unadventurous design of the building blends in with the surrounding architecture.

طراحی غیرماجراجویانه ساختمان با معماری اطراف ترکیب می‌شود.

She leads a safe but unadventurous life, rarely stepping out of her comfort zone.

او زندگی ایمنی اما غیرماجراجویانه‌ای دارد و به ندرت از منطقه امن خود خارج می‌شود.

نمونه‌های واقعی

But that invasion never came. Instead, MacGregor wound up living a deeply unadventurous life of waiting around.

اما آن حمله هرگز نیامد. در عوض، مک‌گرگور زندگی عمیقاً بی‌توقع و منتظر ماندن را سپری کرد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

They want stability and they wanna know that the economy is at least going to be unadventurous, let's say, into next year, so they can make some plans.

آنها ثبات را می‌خواهند و می‌خواهند بدانند که اقتصاد حداقل تا سال آینده حداقل بی‌توقع خواهد بود، تا بتوانند برنامه‌هایی تنظیم کنند.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید