unartificial

[ایالات متحده]/ʌnˌɑːtɪˈfɪʃəl/
[بریتانیا]/ʌnˌɑːrˈtɪfɪʃəl/

ترجمه

adj. غیر مصنوعی; طبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

unartificial beauty

زیبایی غیرمصنوعی

unartificial environment

محیط غیرمصنوعی

unartificial flavor

طعم غیرمصنوعی

unartificial materials

مواد غیرمصنوعی

unartificial light

نور غیرمصنوعی

unartificial charm

جذابیت غیرمصنوعی

unartificial style

سبک غیرمصنوعی

unartificial taste

طعم غیرمصنوعی

unartificial design

طراحی غیرمصنوعی

unartificial approach

رویکرد غیرمصنوعی

جملات نمونه

her unartificial smile made everyone feel at ease.

لبخندِ مصنوعی‌نشده‌اش باعث شد همه احساس آرامش کنند.

he preferred unartificial materials for his art projects.

او ترجیح می‌داد برای پروژه‌های هنری خود از مواد مصنوعی‌نشده استفاده کند.

the unartificial flavor of the dish impressed the critics.

طعم مصنوعی‌نشده غذا منتقدان را تحت تاثیر قرار داد.

they sought unartificial interactions in their relationships.

آنها به دنبال تعاملات مصنوعی‌نشده در روابط خود بودند.

her writing style is refreshingly unartificial.

سبک نویسندگی او به طرز دلپذیری مصنوعی‌نشده است.

the unartificial beauty of the landscape captivated the tourists.

زیبایی مصنوعی‌نشده منظره گردشگران را مجذوب خود کرد.

he values unartificial friendships over superficial ones.

او دوستی‌های مصنوعی‌نشده را بر دوستی‌های سطحی ترجیح می‌دهد.

the unartificial atmosphere of the café encouraged conversation.

فضای مصنوعی‌نشده کافه باعث تشویق به گفتگو شد.

she prefers unartificial fabrics for her clothing line.

او ترجیح می‌دهد برای خط تولید لباس خود از پارچه‌های مصنوعی‌نشده استفاده کند.

the unartificial laughter of children filled the park.

خنده‌های مصنوعی‌نشده کودکان پارک را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید