unassertive

[ایالات متحده]/ʌnəˈsɜːtɪv/
[بریتانیا]/ʌnəˈsɜrtɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شخصیتی قوی یا مطمئن نداشتن؛ بدون سلاح

عبارات و ترکیب‌ها

unassertive behavior

رفتار غیرمدعی

unassertive personality

شخصیت غیرمدعی

unassertive response

پاسخ غیرمدعی

unassertive communication

ارتباط غیرمدعی

unassertive attitude

نگرش غیرمدعی

unassertive style

سبک غیرمدعی

unassertive approach

رویکرد غیرمدعی

unassertive individual

فرد غیرمدعی

unassertive nature

طبع غیرمدعی

unassertive friend

دوست غیرمدعی

جملات نمونه

her unassertive nature often leads to misunderstandings.

طبیعت غیرمداری او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

being unassertive can hinder your career advancement.

بی‌اعتمادی می‌تواند پیشرفت شغلی شما را مختل کند.

he is unassertive in group discussions.

او در بحث های گروهی غیرمداری است.

unassertive individuals may struggle to express their opinions.

افراد غیرمدار ممکن است برای بیان نظرات خود مشکل داشته باشند.

her unassertive demeanor makes it hard for her to lead.

رفتار غیرمدار او باعث می شود رهبری برایش دشوار باشد.

he was criticized for being too unassertive in negotiations.

او به خاطر بیش از حد غیرمدار بودن در مذاکرات مورد انتقاد قرار گرفت.

unassertive behavior can often be mistaken for lack of interest.

اغلب اوقات رفتار غیرمدار می تواند به عنوان فقدان علاقه اشتباه تلقی شود.

she needs to work on being less unassertive in her interactions.

او باید روی کمتر غیرمدار بودن در تعاملات خود کار کند.

his unassertive approach to conflict resolution is ineffective.

رویکرد غیرمدار او به حل اختلاف مؤثر نیست.

people often take advantage of her unassertive personality.

افراد اغلب از شخصیت غیرمدار او سوء استفاده می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید