unbewitched

[ایالات متحده]/[ʌnˈbiːtʃt]/
[بریتانیا]/[ʌnˈbiːtʃt]/

ترجمه

adj. آزاد از جادو یا اثرات جادو؛ دیگر تحت یک نمایش یا نمایش جادویی نیست
v. آزاد کردن (کسی یا چیزی) از جادو یا اثرات جادو؛ حذف یک نمایش یا نمایش جادویی از (کسی یا چیزی)

عبارات و ترکیب‌ها

unbewitched forest

جنگل نامagic

remain unbewitched

نامagic بماند

once unbewitched

یکبار نامagic

unbewitched state

حالت نامagic

seem unbewitched

نامagic به نظر می‌رسد

being unbewitched

نامagic بودن

completely unbewitched

کاملاً نامagic

unbewitched heart

قلب نامagic

felt unbewitched

نامmagic احساس کرد

found unbewitched

نامmagic پیدا کرد

جملات نمونه

the villagers remained stubbornly unbewitched, refusing to believe the rumors.

کُلّ مَشَارِکِنَّ دَوَامًا تَمَسَّكَتْ وَ لَمْ تَتَأَثَّرَ بِالْوَهْمِ، وَ تَعَارَضَتْ بِالْأَخْبَارِ.

she felt unbewitched by the city, finding it surprisingly ordinary.

او احساس می‌کرد که توسط شهر تأثیر نیافته است، و آن را عادتی و معمولی پیدا کرد.

he was an unbewitched observer, noting details others missed in the chaos.

او یک مشاهده‌گر بدون تأثیر بود، جزئیاتی را که دیگران در آشفتگی گم کرده بودند، مشاهده می‌کرد.

the audience was largely unbewitched by the magician's predictable tricks.

بیشتر جمهور توسط قسمت‌های قابل پیش‌بینی جادوگر تأثیر نیافته بود.

despite the elaborate set design, the play felt unbewitched and lifeless.

هر چند طراحی صحنه‌های آن پیچیده بود، اما نمایش احساس تأثیر نیافته و بی‌روح بود.

the critic declared the film unbewitched, lacking any genuine emotional depth.

بازگو کننده این فیلم را بدون تأثیر اعلام کرد، که هر گونه عمق احساسی واقعی نداشت.

he approached the problem with an unbewitched mind, free from preconceived notions.

او با ذهنی بدون تأثیر و آزاد از نظرات پیش‌فرض به مسئله نزدیک شد.

the landscape, though beautiful, remained stubbornly unbewitched and untouched.

این منظر، هر چند زیباست، اما به طور یکنواختی بدون تأثیر و ناتouched باقی مانده است.

she sought an unbewitched space, a place free from the pressures of modern life.

او یک فضا بدون تأثیر را جستجو می‌کرد، جایی که از فشارهای زندگی مدرن آزاد است.

the old house stood unbewitched, a silent testament to a bygone era.

خانه قدیمی بدون تأثیر قرار داشت، یک شهادت خاموش از یک دوره گذشته.

he wanted to create an unbewitched experience, something real and authentic.

او می‌خواست یک تجربه بدون تأثیر ایجاد کند، چیزی واقعی و اصیل.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید