the unboarded windows rattled in the wind.
پنجرههایی که نصب نشده بودند در باد لرزیدند.
passengers were left unboarded at the terminal.
مسافران در فرودگاه باقی ماندند و نصب نشده بودند.
the unboarded section of the pier was closed.
بخشی از پل که نصب نشده بود مسدود بود.
the unboarded floor was dusty and unsafe.
زیرسازی که نصب نشده بود گرد و غباری و ناایمن بود.
many travelers remained unboarded due to the cancelled flight.
بیشتر سفرکنندگان به دلیل لغو پرواز باقی ماندند و نصب نشده بودند.
the unboarded deck was covered in snow.
پلکهای که نصب نشده بود با برف پوشیده بود.
we found the unboarded attic full of old boxes.
ما کفپلهای که نصب نشده بود را پر از جعبههای قدیمی یافتیم.
the unboarded platform was dangerous for children.
پلکهای که نصب نشده بود برای کودکان خطرناک بود.
after the storm, the unboarded shutters hung loosely.
پس از باران، پردههایی که نصب نشده بودند آویزان بودند.
the unboarded stall at the market remained empty.
کیوسکی که در بازار نصب نشده بود خالی ماند.
the unboarded fence needed urgent repairs.
دیوارچهای که نصب نشده بود نیاز به تعمیر فوری داشت.
guests waited unboarded in the rain for hours.
مهمانان در باران به مدت ساعاتی باقی ماندند و نصب نشده بودند.
the unboarded windows rattled in the wind.
پنجرههایی که نصب نشده بودند در باد لرزیدند.
passengers were left unboarded at the terminal.
مسافران در فرودگاه باقی ماندند و نصب نشده بودند.
the unboarded section of the pier was closed.
بخشی از پل که نصب نشده بود مسدود بود.
the unboarded floor was dusty and unsafe.
زیرسازی که نصب نشده بود گرد و غباری و ناایمن بود.
many travelers remained unboarded due to the cancelled flight.
بیشتر سفرکنندگان به دلیل لغو پرواز باقی ماندند و نصب نشده بودند.
the unboarded deck was covered in snow.
پلکهای که نصب نشده بود با برف پوشیده بود.
we found the unboarded attic full of old boxes.
ما کفپلهای که نصب نشده بود را پر از جعبههای قدیمی یافتیم.
the unboarded platform was dangerous for children.
پلکهای که نصب نشده بود برای کودکان خطرناک بود.
after the storm, the unboarded shutters hung loosely.
پس از باران، پردههایی که نصب نشده بودند آویزان بودند.
the unboarded stall at the market remained empty.
کیوسکی که در بازار نصب نشده بود خالی ماند.
the unboarded fence needed urgent repairs.
دیوارچهای که نصب نشده بود نیاز به تعمیر فوری داشت.
guests waited unboarded in the rain for hours.
مهمانان در باران به مدت ساعاتی باقی ماندند و نصب نشده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید