unbrown

[ایالات متحده]/[ʌnˈbraʊn]/
[بریتانیا]/[ʌnˈbraʊn]/

ترجمه

v. کاهش زردی؛ رنگ زرد را روشن کردن؛ لکه‌های زرد یا تغییر رنگ را از بین بردن.
adj. بدون رنگ زرد؛ زرد نبود.

عبارات و ترکیب‌ها

unbrowned bread

خمیر نپخته

prevent unbrowning

جلوگیری از نپختن

unbrown now

اکنون نپخ‌شود

unbrowned sugar

قند نپخته

unbrown quickly

سریع‌تر نپخ‌شود

unbrown effect

اثر نپختن

unbrown process

فرآیند نپختن

unbrowned apples

سیب‌های نپخته

unbrown them

آن‌ها را نپخ‌کن

unbrowned rice

برنج نپخته

جملات نمونه

we need to unbrown the bread to make it more appealing.

باید نان را خفیف کنیم تا جذاب‌تر شود.

the chef tried to unbrown the potatoes during the roasting process.

شکیف در حین پختن سیب زمینی‌ها سعی کرد آن‌ها را خفیف کند.

it's difficult to unbrown deeply roasted vegetables.

خفیف کردن سبزی‌های پخته شده دشوار است.

the goal was to unbrown the sugar for a lighter caramel.

هدف این بود که قند را خفیف کنیم تا کاکائو نرم‌تری داشته باشیم.

can you unbrown this apple slice before adding it to the salad?

آیا می‌توانی این میوه را قبل از اضافه کردن به سالاد خفیف کنی؟

the sauce was too brown; we need to unbrown it slightly.

سس خیلی قهوه‌ای بود؛ باید آن را کمی خفیف کنیم.

unbrowning the rice can improve its visual appeal in the dish.

خفیف کردن برنج می‌تواند ظاهر غذا را بهتر کند.

the baker attempted to unbrown the crust of the pie.

پاک‌کننده سعی کرد لایه خارجی پای را خفیف کند.

unbrowned onions are often preferred for salads and salsas.

سیب‌های خفیف‌شده معمولاً برای سالاد و سالسا ترجیح داده می‌شوند.

the process of unbrowning involves blanching or steaming.

فرآیند خفیف کردن شامل دوختن یا بخار کردن است.

we can unbrown the edges of the pan-fried fish.

می‌توانیم لبه‌های ماهی سرخ‌شده را خفیف کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید