unbury treasure
گنج را بیرون بیاور
unbury secrets
رازها را آشکار کن
unbury feelings
احساسات را آشکار کن
unbury history
تاریخ را آشکار کن
unbury memories
خاطرات را آشکار کن
unbury issues
مشکلات را آشکار کن
unbury evidence
دلایل را آشکار کن
unbury truth
حقیقت را آشکار کن
unbury past
گذشته را آشکار کن
unbury mistakes
اشتباهات را آشکار کن
we need to unbury the truth behind the scandal.
ما باید حقیقت پشت پرده رسوایی را کشف کنیم.
she decided to unbury her old journals from the attic.
او تصمیم گرفت دفترچه خاطرات قدیمی خود را از زیرزمین بیرون بیاورد.
it's time to unbury the memories of our childhood.
وقت آن است که خاطرات دوران کودکی خود را زنده کنیم.
he wanted to unbury the secrets his family had kept for years.
او میخواست رازهایی را که خانوادهاش سالها پنهان کرده بودند، آشکار کند.
the archaeologists worked hard to unbury ancient artifacts.
باستانشناسان سخت تلاش کردند تا آثار باستانی را کشف کنند.
to solve the mystery, they needed to unbury the past.
برای حل معما، آنها باید گذشته را کشف کنند.
he felt the need to unbury his emotions after the breakup.
او احساس کرد که پس از جدایی، باید احساسات خود را آشکار کند.
they decided to unbury the time capsule they buried years ago.
آنها تصمیم گرفتند کپسول زمان را که سالها پیش دفن کرده بودند، بیرون بیاورند.
unburying old feelings can be both painful and healing.
بیرون آوردن احساسات قدیمی میتواند هم دردناک و هم شفابخش باشد.
we must unbury the facts before making a decision.
ما باید قبل از تصمیمگیری، حقایق را آشکار کنیم.
unbury treasure
گنج را بیرون بیاور
unbury secrets
رازها را آشکار کن
unbury feelings
احساسات را آشکار کن
unbury history
تاریخ را آشکار کن
unbury memories
خاطرات را آشکار کن
unbury issues
مشکلات را آشکار کن
unbury evidence
دلایل را آشکار کن
unbury truth
حقیقت را آشکار کن
unbury past
گذشته را آشکار کن
unbury mistakes
اشتباهات را آشکار کن
we need to unbury the truth behind the scandal.
ما باید حقیقت پشت پرده رسوایی را کشف کنیم.
she decided to unbury her old journals from the attic.
او تصمیم گرفت دفترچه خاطرات قدیمی خود را از زیرزمین بیرون بیاورد.
it's time to unbury the memories of our childhood.
وقت آن است که خاطرات دوران کودکی خود را زنده کنیم.
he wanted to unbury the secrets his family had kept for years.
او میخواست رازهایی را که خانوادهاش سالها پنهان کرده بودند، آشکار کند.
the archaeologists worked hard to unbury ancient artifacts.
باستانشناسان سخت تلاش کردند تا آثار باستانی را کشف کنند.
to solve the mystery, they needed to unbury the past.
برای حل معما، آنها باید گذشته را کشف کنند.
he felt the need to unbury his emotions after the breakup.
او احساس کرد که پس از جدایی، باید احساسات خود را آشکار کند.
they decided to unbury the time capsule they buried years ago.
آنها تصمیم گرفتند کپسول زمان را که سالها پیش دفن کرده بودند، بیرون بیاورند.
unburying old feelings can be both painful and healing.
بیرون آوردن احساسات قدیمی میتواند هم دردناک و هم شفابخش باشد.
we must unbury the facts before making a decision.
ما باید قبل از تصمیمگیری، حقایق را آشکار کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید