| شکل سوم شخص مفرد | unchurches |
| صفت یا فعل حال استمراری | unchurching |
| زمان گذشته | unchurched |
| قسمت سوم فعل | unchurched |
unchurch the world
لغو کلیسا از جهان
unchurch your heart
لغو کلیسا از قلب شما
unchurch my soul
لغو کلیسا از روح من
unchurch the mind
لغو کلیسا از ذهن
unchurch the spirit
لغو کلیسا از روح
unchurch our lives
لغو کلیسا از زندگی ما
unchurch the community
لغو کلیسا از جامعه
unchurch the nation
لغو کلیسا از ملت
unchurch the future
لغو کلیسا از آینده
unchurch the family
لغو کلیسا از خانواده
many people feel unchurched in today's society.
بسیاری از افراد در جامعه امروز احساس میکنند که از کلیسا جدا شدهاند.
he decided to unchurch himself after years of attending services.
او پس از سالها شرکت در خدمات تصمیم گرفت خود را از کلیسا جدا کند.
unchurching can lead to a search for new spiritual identities.
جدا شدن از کلیسا میتواند منجر به جستجوی هویتهای معنوی جدید شود.
some individuals choose to unchurch as a form of personal freedom.
برخی افراد به عنوان نوعی آزادی شخصی تصمیم میگیرند از کلیسا جدا شوند.
unchurching often reflects a broader cultural shift.
جدا شدن از کلیسا اغلب بازتابی از تغییرات فرهنگی گستردهتر است.
she felt unchurched after moving to a new city.
او پس از نقل مکان به یک شهر جدید احساس کرد که از کلیسا جدا شده است.
unchurching can happen gradually over time.
جدا شدن از کلیسا میتواند به تدریج در طول زمان اتفاق بیفتد.
he wrote a book about his journey to unchurch.
او کتابی در مورد سفر خود برای جدا شدن از کلیسا نوشت.
many unchurched individuals seek community in other ways.
بسیاری از افراد جدا شده از کلیسا به دنبال یافتن اجتماع به روشهای دیگر هستند.
the unchurched population is growing in urban areas.
جمعیت جدا شده از کلیسا در مناطق شهری در حال افزایش است.
unchurch the world
لغو کلیسا از جهان
unchurch your heart
لغو کلیسا از قلب شما
unchurch my soul
لغو کلیسا از روح من
unchurch the mind
لغو کلیسا از ذهن
unchurch the spirit
لغو کلیسا از روح
unchurch our lives
لغو کلیسا از زندگی ما
unchurch the community
لغو کلیسا از جامعه
unchurch the nation
لغو کلیسا از ملت
unchurch the future
لغو کلیسا از آینده
unchurch the family
لغو کلیسا از خانواده
many people feel unchurched in today's society.
بسیاری از افراد در جامعه امروز احساس میکنند که از کلیسا جدا شدهاند.
he decided to unchurch himself after years of attending services.
او پس از سالها شرکت در خدمات تصمیم گرفت خود را از کلیسا جدا کند.
unchurching can lead to a search for new spiritual identities.
جدا شدن از کلیسا میتواند منجر به جستجوی هویتهای معنوی جدید شود.
some individuals choose to unchurch as a form of personal freedom.
برخی افراد به عنوان نوعی آزادی شخصی تصمیم میگیرند از کلیسا جدا شوند.
unchurching often reflects a broader cultural shift.
جدا شدن از کلیسا اغلب بازتابی از تغییرات فرهنگی گستردهتر است.
she felt unchurched after moving to a new city.
او پس از نقل مکان به یک شهر جدید احساس کرد که از کلیسا جدا شده است.
unchurching can happen gradually over time.
جدا شدن از کلیسا میتواند به تدریج در طول زمان اتفاق بیفتد.
he wrote a book about his journey to unchurch.
او کتابی در مورد سفر خود برای جدا شدن از کلیسا نوشت.
many unchurched individuals seek community in other ways.
بسیاری از افراد جدا شده از کلیسا به دنبال یافتن اجتماع به روشهای دیگر هستند.
the unchurched population is growing in urban areas.
جمعیت جدا شده از کلیسا در مناطق شهری در حال افزایش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید