uncleaned

[ایالات متحده]/[ʌnˈkliːnd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈkliːnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تمیز نشده؛ کثیف؛ تمیز نشده.
v. تمیز نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

uncleaned dishes

ظروف تمیز نشده

uncleaned room

اتاق تمیز نشده

uncleaned data

داده‌های تمیز نشده

uncleaned filter

فیلتر تمیز نشده

uncleaned surface

سطح تمیز نشده

uncleaned area

منطقه تمیز نشده

uncleaned water

آب تمیز نشده

uncleaned state

وضعیت تمیز نشده

uncleaned condition

شرایط تمیز نشده

uncleaned equipment

تجهیزات تمیز نشده

جملات نمونه

the uncleaned data contained numerous errors and inconsistencies.

داده‌های پاک‌نشده حاوی اشتباهات و تناقضات متعددی بودند.

we need to thoroughly clean the uncleaned water before it's safe to drink.

ما باید قبل از اینکه نوشیدن آن ایمن باشد، آب غیرتمیز را به طور کامل تمیز کنیم.

the uncleaned kitchen was a health hazard and needed immediate attention.

آشپزخانه غیرتمیز یک خطر برای سلامتی بود و نیاز به رسیدگی فوری داشت.

the uncleaned engine parts were covered in grime and grease.

قطعات موتور غیرتمیز با لجن و چربی پوشیده شده بودند.

the uncleaned soil was unsuitable for planting any crops.

خاک غیرتمیز برای کاشت هر نوع محصولی مناسب نبود.

the uncleaned warehouse was full of dust and debris.

انبار غیرتمیز پر از گرد و غبار و زباله بود.

it's important to properly dispose of uncleaned medical waste.

دفع مناسب پسماند‌های پزشکی غیرتمیز مهم است.

the uncleaned equipment posed a risk of contamination.

تجهیزات غیرتمیز خطر آلودگی ایجاد می‌کردند.

we found a lot of uncleaned plastic bottles on the beach.

ما تعداد زیادی بطری پلاستیکی غیرتمیز در ساحل پیدا کردیم.

the uncleaned room smelled strongly of mildew.

اتاق غیرتمیز بوی کپک شدیدی می‌داد.

the uncleaned data set required significant preprocessing.

مجموعه داده غیرتمیز به پیش‌پردازش قابل توجهی نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید