uncloudednesses

[ایالات متحده]/ˌʌnˈklaʊdɪdnɪsɪz/
[بریتانیا]/ˌʌnˈklaʊdɪdnɪsɪz/

ترجمه

n. صورت جمع uncloudedness؛ حالت یا کیفیت بودن آزاد از ابر یا ابری بودن؛ آسمان بدون ابر

جملات نمونه

during meditation, she experienced fleeting uncloudednesses that revealed profound truths about her existence.

در حین مدیتیشن، او لحظاتی از روشنی موقتی را تجربه کرد که نسبت به وجودش واقعیت‌های عمیقی را آشکار می‌کرد.

the philosopher described rare uncloudednesses of thought as windows into ultimate understanding.

فیلسوف لحظاتی نادر از روشنی فکر را به عنوان پنجره‌ای به درک نهایی توصیف کرد.

after years of mental discipline, brief uncloudednesses began to appear more frequently in his daily life.

پس از چندین سال تمرین ذهنی، لحظاتی کوتاه‌تر از روشنی در زندگی روزمره‌اش به طور مکرر ظاهر شد.

the scientist documented several uncloudednesses of perception during the breakthrough experiment.

دانشمند چند لحظه از روشنی در درک خود را در طول آزمایش شکست‌آورنده ثبت کرد.

ancient texts suggest that uncloudednesses of mind can be cultivated through dedicated spiritual practice.

متن‌های باستانی می‌گویند که روشنی‌های ذهن می‌تواند از طریق تمرین روحی وفادارانه فراگرفته شود.

she treasured those rare uncloudednesses when her thoughts ran clear like mountain streams.

او این لحظات نادر از روشنی را که فکر او به گونه‌ای واضح جریان می‌یافت، مانند جریان‌های کوهستانی، گرامی می‌داشت.

the artist captured the essence of mental uncloudednesses in her most celebrated paintings.

هنرمند جوهر لحظات روشنی ذهنی را در نقاشی‌های محبوب خود ثبت کرد.

despite his illness, he enjoyed brief uncloudednesses where his thinking became remarkably sharp.

با وجود بیماری‌اش، او لحظاتی کوتاه از روشنی را تجربه کرد که فکر او به طور قابل توجهی تیز می‌شد.

teachers of mindfulness speak of uncloudednesses as natural rewards of sustained awareness practice.

معلمان آگاهی لحظات روشنی را به عنوان پاداش طبیعی از تمرین آگاهی پایدار می‌نامند.

the memoir describes vivid uncloudednesses that came to him during long walks in nature.

خاطرات او لحظات روشنی زنده‌ای را که در طول پیاده‌روی‌های طولانی در طبیعت به او رسید، توصیف می‌کند.

after the storm passed, there came uncloudednesses of sky and spirit alike.

پس از گذشت باران، روشنی‌هایی در آسمان و روح به یک‌دست آمد.

his moments of uncloudednesses provided solutions to problems that had baffled experts for years.

لحظه‌های روشنی او راه‌حل‌هایی برای مسائلی ارائه کرد که به مدت چندین سال متخصصان را گیج کرده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید