uncoachability

[ایالات متحده]/ˌʌnˈkəʊtʃəˈbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌʌnˈkoʊtʃəˈbɪləti/

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی که نشان‌دهنده ناتوانی یا عدم تمایل به آموزش یا مربی‌گری است؛ مقاومت در برابر دریافت مربی‌گری، آموزش یا راهنمایی از دیگران؛ ویژگی‌ای که باعث می‌شود فرد در برابر بهبود یا پیشرفت از طریق روش‌های مربی‌گری مقاوم باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

dealing with uncoachability

رسیدگی به غیرقابل آموزش بودن

recognizing uncoachability

تشخیص غیرقابل آموزش بودن

complete uncoachability

غیرقابل آموزش بودن کامل

overcoming uncoachability

غلبه بر غیرقابل آموزش بودن

deep-seated uncoachability

غیرقابل آموزش بودن ریشه‌دار

uncoachability trait

ویژگی غیرقابل آموزش بودن

uncoachability sign

نشانه غیرقابل آموزش بودن

athlete uncoachability

غیرقابل آموزش بودن ورزشکار

team uncoachability

غیرقابل آموزش بودن تیم

understanding uncoachability

درک غیرقابل آموزش بودن

جملات نمونه

the uncoachability of certain athletes can be traced to deep-seated psychological barriers.

ناتوانی برخی از ورزشکاران در پذیرش آموزش را می‌توان به موانع روانی عمیق نسبت داد.

his uncoachability became evident when he consistently ignored constructive feedback.

ناتوانی او در پذیرش آموزش زمانی آشکار شد که به طور مداوم به بازخورد سازنده بی‌توجهی می‌کرد.

the team struggled with the uncoachability of its star player throughout the season.

تیم در طول فصل با ناتوانی در پذیرش آموزش بازیکن ستاره خود دست و پنجه نرم کرد.

uncoachability often stems from an inflated sense of self-importance.

ناتوانی در پذیرش آموزش اغلب از حس خودبزرگی بیش از حد ناشی می‌شود.

recognizing uncoachability is the first step toward addressing behavioral issues.

تشخیص ناتوانی در پذیرش آموزش، اولین قدم برای رسیدگی به مشکلات رفتاری است.

the uncoachability problem requires a multifaceted approach to resolve.

مشکل ناتوانی در پذیرش آموزش نیاز به یک رویکرد چند وجهی برای حل دارد.

some executives display uncoachability that hinders organizational growth.

برخی از مدیران نشانه‌هایی از ناتوانی در پذیرش آموزش نشان می‌دهند که مانع رشد سازمانی می‌شود.

uncoachability can manifest as resistance to authority and new ideas.

ناتوانی در پذیرش آموزش می‌تواند به صورت مقاومت در برابر اقتدار و ایده‌های جدید ظاهر شود.

the coach identified clear signs of uncoachability during tryouts.

مربی در طول تست‌ها نشانه‌های واضحی از ناتوانی در پذیرش آموزش شناسایی کرد.

overcoming uncoachability demands humility and willingness to learn.

غلبه بر ناتوانی در پذیرش آموزش، تواضع و تمایل به یادگیری را می‌طلبد.

uncoachability in leadership roles can devastate team morale.

ناتوانی در پذیرش آموزش در نقش‌های رهبری می‌تواند روحیه تیم را از بین ببرد.

addressing uncoachability early prevents long-term organizational damage.

رسیدگی به ناتوانی در پذیرش آموزش در مراحل اولیه، از آسیب طولانی مدت به سازمان جلوگیری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید