coachable

[ایالات متحده]/ˈkəʊtʃəbl/
[بریتانیا]/ˈkoʊtʃəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.قابل آموزش یا دستورالعمل

عبارات و ترکیب‌ها

coachable athlete

ورزشکار قابل آموزش

coachable player

بازیکن قابل آموزش

coachable mindset

نگرش قابل آموزش

coachable team

تیم قابل آموزش

coachable skills

مهارت‌های قابل آموزش

coachable attitude

نگرش قابل آموزش

coachable talent

استعداد قابل آموزش

coachable individual

فرد قابل آموزش

coachable behavior

رفتار قابل آموزش

coachable characteristics

ویژگی‌های قابل آموزش

جملات نمونه

she is very coachable and eager to learn.

او بسیار قابل آموزش و مشتاق به یادگیری است.

being coachable is essential for personal growth.

قابل آموزش بودن برای رشد شخصی ضروری است.

he showed that he is coachable by accepting feedback.

او نشان داد که با پذیرش بازخورد، قابل آموزش است.

coachable players often improve faster than their peers.

بازیکنان قابل آموزش اغلب سریعتر از همسالان خود پیشرفت می کنند.

she is a coachable athlete who listens to her coach.

او یک ورزشکار قابل آموزش است که به مربی خود گوش می دهد.

coachable individuals tend to achieve their goals more effectively.

افراد قابل آموزش معمولاً اهداف خود را به طور موثرتری به دست می آورند.

the team values players who are coachable and willing to adapt.

تیم به بازیکنانی که قابل آموزش و مایل به انطباق هستند ارزش می دهد.

to succeed, you need to be coachable and open-minded.

برای موفقیت، شما باید قابل آموزش و ذهن باز باشید.

her coach believes that she is very coachable.

مربی او معتقد است که او بسیار قابل آموزش است.

coachable students are more likely to excel in their studies.

دانشجویان قابل آموزش احتمال بیشتری دارد که در تحصیلات خود موفق شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید