uncommented code
کد بدون کامنت
uncommented section
بخش بدون کامنت
uncommented changes
تغییرات بدون کامنت
uncommented lines
خطوط بدون کامنت
uncommented file
فایل بدون کامنت
uncommented text
متن بدون کامنت
uncommented snippet
قطعه کد بدون کامنت
uncommented blocks
بلاکهای بدون کامنت
uncommented content
محتوای بدون کامنت
i uncommented the last line to enable debugging.
من خط آخر را از حالت کامنت خارج کردم تا دیباگ فعال شود.
she uncommented the import statement and rebuilt the project.
او عبارت import را از حالت کامنت خارج کرد و پروژه را دوباره ساخت.
we uncommented the configuration block for staging.
ما بلوک پیکربندی برای محیط استیج را از حالت کامنت خارج کردیم.
he uncommented the feature flag in the settings file.
او پرچم ویژگی را در فایل تنظیمات از حالت کامنت خارج کرد.
i uncommented the test case to reproduce the bug.
من مورد تست را از حالت کامنت خارج کردم تا باگ را بازتولید کنم.
they uncommented the logging lines to trace the error.
آنها خطوط لاگ را از حالت کامنت خارج کردند تا خطا را ردیابی کنند.
after updating the library, i uncommented the new api call.
پس از بهروزرسانی کتابخانه، من فراخوانی API جدید را از حالت کامنت خارج کردم.
the developer uncommented the validation rule and reran the checks.
توسعهدهنده قانون اعتبارسنجی را از حالت کامنت خارج کرد و دوباره بررسیها را اجرا کرد.
please uncomment the relevant section before running the script.
لطفاً قبل از اجرای اسکریپت بخش مربوطه را از حالت کامنت خارج کنید.
i uncommented the environment variable line to load secrets locally.
من خط متغیر محیطی را از حالت کامنت خارج کردم تا اطلاعات حساس را به صورت محلی بارگذاری کنم.
she uncommented the example code and customized it for our app.
او کد نمونه را از حالت کامنت خارج کرد و آن را برای برنامه ما سفارشی کرد.
we uncommented the backup job and scheduled it to run nightly.
ما کار پشتیبانگیری را از حالت کامنت خارج کردیم و آن را برای اجرا در هر شب زمانبندی کردیم.
uncommented code
کد بدون کامنت
uncommented section
بخش بدون کامنت
uncommented changes
تغییرات بدون کامنت
uncommented lines
خطوط بدون کامنت
uncommented file
فایل بدون کامنت
uncommented text
متن بدون کامنت
uncommented snippet
قطعه کد بدون کامنت
uncommented blocks
بلاکهای بدون کامنت
uncommented content
محتوای بدون کامنت
i uncommented the last line to enable debugging.
من خط آخر را از حالت کامنت خارج کردم تا دیباگ فعال شود.
she uncommented the import statement and rebuilt the project.
او عبارت import را از حالت کامنت خارج کرد و پروژه را دوباره ساخت.
we uncommented the configuration block for staging.
ما بلوک پیکربندی برای محیط استیج را از حالت کامنت خارج کردیم.
he uncommented the feature flag in the settings file.
او پرچم ویژگی را در فایل تنظیمات از حالت کامنت خارج کرد.
i uncommented the test case to reproduce the bug.
من مورد تست را از حالت کامنت خارج کردم تا باگ را بازتولید کنم.
they uncommented the logging lines to trace the error.
آنها خطوط لاگ را از حالت کامنت خارج کردند تا خطا را ردیابی کنند.
after updating the library, i uncommented the new api call.
پس از بهروزرسانی کتابخانه، من فراخوانی API جدید را از حالت کامنت خارج کردم.
the developer uncommented the validation rule and reran the checks.
توسعهدهنده قانون اعتبارسنجی را از حالت کامنت خارج کرد و دوباره بررسیها را اجرا کرد.
please uncomment the relevant section before running the script.
لطفاً قبل از اجرای اسکریپت بخش مربوطه را از حالت کامنت خارج کنید.
i uncommented the environment variable line to load secrets locally.
من خط متغیر محیطی را از حالت کامنت خارج کردم تا اطلاعات حساس را به صورت محلی بارگذاری کنم.
she uncommented the example code and customized it for our app.
او کد نمونه را از حالت کامنت خارج کرد و آن را برای برنامه ما سفارشی کرد.
we uncommented the backup job and scheduled it to run nightly.
ما کار پشتیبانگیری را از حالت کامنت خارج کردیم و آن را برای اجرا در هر شب زمانبندی کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید