unction

[ایالات متحده]/'ʌŋ(k)ʃ(ə)n/
[بریتانیا]/'ʌŋkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسح؛ آیین مذهبی اعمال روغن؛ ابراز محبت غیرصادقانه.

جملات نمونه

the headlines gloated with the kind of effusive unction only the English press can muster.

تیترها با نوعی تعهد صمیمیانه که فقط مطبوعات انگلیسی می‌توانند جمع‌آوری کنند، به خود می‌بالیدند.

The priest administered the last unction to the dying man.

کشیش آخرین میاسون را به مرد در حال مرگ انجام داد.

Her speech was filled with religious unction.

سخنرانی او مملو از میاسون مذهبی بود.

The politician's speech lacked sincerity and unction.

سخنرانی سیاستمدار فاقد صداقت و میاسون بود.

He spoke with great unction about the importance of charity.

او با میاسون فراوان در مورد اهمیت خیریه صحبت کرد.

The singer's performance was full of emotional unction.

اجای موسیقی خوان پر از میاسون احساسی بود.

The priest's unction during the sermon moved many parishioners.

میاسون کشیش در طول سخنرانی بسیاری از پیروان را تحت تأثیر قرار داد.

She applied the healing unction to the wound.

او میاسون شفابخش را به زخم زد.

His words were delivered with unction and conviction.

کلمات او با میاسون و قاطعیت ارائه شدند.

The actress delivered her lines with great unction.

بازیگر دیالوگ های خود را با میاسون فراوان ارائه داد.

The speaker's unction captivated the audience.

میاسون سخنران مخاطبان را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید