uncultivation

[ایالات متحده]/[ʌnˈkʌltɪˌveɪʃən]/
[بریتانیا]/[ʌnˈkʌltɪˌveɪʃən]/

ترجمه

n. فرآیند بازگرداندن زمین به حالت طبیعی؛ رها کردن کشت؛ وضعیتی که زمین کشت نمی‌شود.
v. اجازه دادن به زمین برای بازگشت به حالت طبیعی؛ رها کردن کشت.

عبارات و ترکیب‌ها

preventing uncultivation

جلوگیری از عدم کشت

areas of uncultivation

مناطقی که کشت ندارند

uncultivation efforts

تلاش‌های عدم کشت

past uncultivation

عدم کشت گذشته

due to uncultivation

به دلیل عدم کشت

uncultivation project

پروژه عدم کشت

history of uncultivation

تاریخچه عدم کشت

pattern of uncultivation

الگوی عدم کشت

state of uncultivation

وضعیت عدم کشت

جملات نمونه

the farm's deliberate uncultivation led to a resurgence of native wildflowers.

به دلیل عدم کشت عمدی مزرعه، شاهد بازگشت گل‌های وحشی بومی بودیم.

areas of uncultivation provided vital habitat for the endangered species.

مناطقی که کشت نشده بودند، زیستگاه حیاتی برای گونه‌های در معرض خطر فراهم کردند.

we observed a significant increase in biodiversity following the land's uncultivation.

ما پس از عدم کشت زمین، افزایش قابل توجهی در تنوع زیستی مشاهده کردیم.

the project focused on promoting sustainable agriculture through uncultivation practices.

این پروژه بر ترویج کشاورزی پایدار از طریق روش‌های عدم کشت تمرکز داشت.

long periods of uncultivation can result in soil degradation if not managed properly.

دوره های طولانی عدم کشت می تواند منجر به تخریب خاک شود اگر به درستی مدیریت نشود.

the farmer chose uncultivation as a way to restore the land's natural fertility.

کشاورز عدم کشت را به عنوان راهی برای بازگرداندن باروری طبیعی زمین انتخاب کرد.

careful planning is essential before implementing a program of uncultivation.

برنامه ریزی دقیق قبل از اجرای برنامه ای از عدم کشت ضروری است.

the uncultivation of marginal lands can benefit local wildlife populations.

عدم کشت زمین‌های حاشیه ای می‌تواند به جمعیت حیات وحش محلی کمک کند.

the study examined the effects of uncultivation on carbon sequestration in the soil.

این مطالعه اثرات عدم کشت بر جذب کربن در خاک را بررسی کرد.

many landowners are exploring uncultivation as a conservation strategy.

مالکان زمین زیادی در حال بررسی عدم کشت به عنوان یک استراتژی حفاظتی هستند.

the landscape's beauty was enhanced by the areas of intentional uncultivation.

زیبایی منظره با مناطق عدم کشت عمدی افزایش یافته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید