uncurl

[ایالات متحده]/ʌn'kɜːl/
[بریتانیا]/ˌʌn'kɝl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صاف کردن، چیزی را باز کردن.
Word Forms
زمان گذشتهuncurled
قسمت سوم فعلuncurled
شکل سوم شخص مفردuncurls
جمعuncurls
صفت یا فعل حال استمراریuncurling

جملات نمونه

She watched the flower petals uncurl in the morning sun.

او تماشاکرد که گلبرگ‌ها در آفتاب صبح باز شوند.

The cat uncurled itself from its cozy spot on the couch.

گربه از جای دنج خود روی مبل باز شد.

His fingers uncurled from the tight fist they had formed.

انگشتانش از مشتی که شکل داده بودند، باز شدند.

The ferns uncurled as they soaked up the moisture in the air.

سرخس‌ها در حالی که رطوبت هوا را جذب می‌کردند، باز شدند.

The scroll slowly uncurled to reveal an ancient map.

نسخه به آرامی باز شد تا نقشه‌ای باستانی را نشان دهد.

The baby's tiny fingers uncurled as she fell asleep.

انگشتان کوچک نوزاد در حالی که به خواب می‌رفت، باز شدند.

The petals of the rose uncurled to reveal a beautiful bloom.

گلبرگ‌های گل رز باز شدند تا شکوفه‌ای زیبا را نشان دهند.

The leaves uncurled after a long winter, welcoming the spring sun.

برگ‌ها پس از یک زمستان طولانی، در حالی که آفتاب بهار را خوش آمد می‌گفتند، باز شدند.

The dancer's body uncurled gracefully as she moved across the stage.

بدن رقصنده به طور ظریف باز شد، زیرا او روی صحنه حرکت می‌کرد.

The caterpillar uncurled and transformed into a butterfly.

کرم خزنده باز شد و به پروانه‌ای تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید