uncurled

[ایالات متحده]/[ʌnˈkɜːld]/
[بریتانیا]/[ənˈkɜːrld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به حالت صاف بازگرداندن؛ صاف شدن؛ از حالت مارپیچ یا چرخیده به حالت مستقیم درآوردن.
adj. که باز شده یا صاف شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

uncurled tail

دم باز شده

uncurled fern

سرخس باز شده

uncurled scroll

نسخه باز شده

uncurled fingers

انگشتان باز شده

slowly uncurled

به آرامی باز شده

uncurled ribbon

نوارهای باز شده

uncurled hose

شیلنگ باز شده

uncurled leaves

برگ‌های باز شده

gently uncurled

به آرامی باز شده

uncurled tendril

ساقه باز شده

جملات نمونه

the puppy's tail uncurled as it wagged excitedly.

دم سگکه‌ به هیجان، باز شد و به تکاپو شروع کرد.

she carefully uncurled the sleeping cat from the blanket.

او با دقت گربه خوابیده را از روی پتو باز کرد.

the fern fronds uncurled slowly, reaching for the sunlight.

برگ‌های سرخس به آرامی باز شدند و به سمت نور خورشید رشد کردند.

he uncurled his fingers and opened the gift.

او انگشتانش را باز کرد و هدیه را باز کرد.

the garden hose was completely uncurled and ready to use.

شلنگ باغ کاملاً باز شده و آماده استفاده بود.

the artist used a technique to uncurl the metal into a sculpture.

هنرمند از یک تکنیک برای باز کردن فلز به یک مجسمه استفاده کرد.

the child uncurled his small hands from around his mother’s neck.

کودک دستان کوچک خود را از دور گردن مادرش باز کرد.

the rolled parchment uncurled slightly with the humidity.

کاغذ باستانی که پیچیده شده بود، با رطوبت کمی باز شد.

the sleeping child uncurled on the sofa, stretching.

کودک در حال خوابیدن روی مبل باز شد و کش و قوس کرد.

the tightly wound wire uncurled after being heated.

سیم به شدت پیچیده شده پس از گرم شدن باز شد.

she uncurled the map to plan their road trip.

او نقشه را باز کرد تا سفر جاده‌ای خود را برنامه‌ریزی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید