uncurtained

[ایالات متحده]/'ʌn'kə:tnd/

ترجمه

adj. بدون پرده، با پرده‌های کشیده شده بالا، پوشیده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

uncurtained windows

پنجره‌های بدون پرده

uncurtained room

اتاق بدون پرده

uncurtained stage

صحنه بدون پرده

جملات نمونه

Behind these beds, and half hidden, stood an uncurtained wicker cradle, in which the little boy who had cried all the evening lay asleep.

پشت این تخت‌ها، و نیمه‌پنهان، یک گهواره حصیری بدون پرده بود که پسر کوچکی که تمام شب گریه کرده بود در آن در حال خوابیدن بود.

The room remained uncurtained, allowing the sunlight to stream in.

اتاق بدون پرده باقی ماند و اجازه داد نور خورشید به داخل بتابد.

She felt exposed with the windows uncurtained.

او با پنجره‌های بدون پرده احساس آسیب‌پذیری می‌کرد.

The uncurtained windows revealed a stunning view of the city skyline.

پنجره‌های بدون پرده منظره‌ای خیره‌کننده از خط افق شهر را نشان می‌داد.

He could see the uncurtained window from across the street.

او می‌توانست پنجره بدون پرده را از آن طرف خیابان ببیند.

The uncurtained room felt cold and unwelcoming.

اتاق بدون پرده سرد و غیرقابل‌اجتماع به نظر می‌رسید.

I prefer to keep the windows uncurtained to let in natural light.

من ترجیح می‌دهم پنجره‌ها را بدون پرده نگه دارم تا نور طبیعی وارد شود.

The uncurtained stage revealed the actors waiting in the wings.

صحنه بدون پرده بازیگران منتظر در پشت صحنه را نشان داد.

The uncurtained windows rattled in the strong wind.

پنجره‌های بدون پرده در باد شدید به صدا درآمدند.

The uncurtained room felt spacious and airy.

اتاق بدون پرده جادار و با طراوت به نظر می‌رسید.

She peered through the uncurtained window to see who was outside.

او از پشت پنجره بدون پرده نگاه کرد تا ببیند بیرون چه کسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید