curtained room
اتاق پردهدار
curtained stage
صحنه پردهدار
curtained window
پنجره پردهدار
curtained area
فضای پردهدار
curtained booth
غرفه پردهدار
curtained alcove
برجسته پردهدار
curtained space
فضای پردهدار
curtained section
بخش پردهدار
curtained partition
جداسازی پردهدار
curtained entrance
ورودی پردهدار
the room was curtained to provide privacy.
اتاق با پرده پوشانده شده بود تا حریم خصوصی فراهم شود.
she walked into the curtained area for a moment of solitude.
او برای لحظهای تنهایی وارد فضای پردهدار شد.
the stage was curtained off before the performance began.
قبل از شروع اجرا، صحنه با پرده جدا شد.
they curtained the windows to block out the sunlight.
آنها پنجرهها را با پرده پوشاندند تا نور خورشید را مسدود کنند.
the hotel room was beautifully curtained, adding elegance.
اتاق هتل به زیبایی با پرده پوشانده شده بود و جلوهای زیبا به آن بخشیده بود.
we curtained the balcony for a cozy atmosphere.
ما بالکن را با پرده پوشاندیم تا فضایی دنج ایجاد کنیم.
he preferred a curtained booth for his meetings.
او ترجیح میداد برای جلساتش از یک غرفه پردهدار استفاده کند.
the curtained doorway created a sense of mystery.
در پردهدار حس رمز و راز را ایجاد کرد.
they hung curtained dividers to separate the spaces.
آنها جداکنندههای پردهدار را آویزان کردند تا فضاها را از هم جدا کنند.
the bedroom was curtained in soft fabrics for comfort.
اتاق خواب با پارچههای نرم پردهدار بود تا راحتی ایجاد کند.
curtained room
اتاق پردهدار
curtained stage
صحنه پردهدار
curtained window
پنجره پردهدار
curtained area
فضای پردهدار
curtained booth
غرفه پردهدار
curtained alcove
برجسته پردهدار
curtained space
فضای پردهدار
curtained section
بخش پردهدار
curtained partition
جداسازی پردهدار
curtained entrance
ورودی پردهدار
the room was curtained to provide privacy.
اتاق با پرده پوشانده شده بود تا حریم خصوصی فراهم شود.
she walked into the curtained area for a moment of solitude.
او برای لحظهای تنهایی وارد فضای پردهدار شد.
the stage was curtained off before the performance began.
قبل از شروع اجرا، صحنه با پرده جدا شد.
they curtained the windows to block out the sunlight.
آنها پنجرهها را با پرده پوشاندند تا نور خورشید را مسدود کنند.
the hotel room was beautifully curtained, adding elegance.
اتاق هتل به زیبایی با پرده پوشانده شده بود و جلوهای زیبا به آن بخشیده بود.
we curtained the balcony for a cozy atmosphere.
ما بالکن را با پرده پوشاندیم تا فضایی دنج ایجاد کنیم.
he preferred a curtained booth for his meetings.
او ترجیح میداد برای جلساتش از یک غرفه پردهدار استفاده کند.
the curtained doorway created a sense of mystery.
در پردهدار حس رمز و راز را ایجاد کرد.
they hung curtained dividers to separate the spaces.
آنها جداکنندههای پردهدار را آویزان کردند تا فضاها را از هم جدا کنند.
the bedroom was curtained in soft fabrics for comfort.
اتاق خواب با پارچههای نرم پردهدار بود تا راحتی ایجاد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید