curtained

[ایالات متحده]/ˈkɜːtnd/
[بریتانیا]/ˈkɜrtnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرده دار

عبارات و ترکیب‌ها

curtained room

اتاق پرده‌دار

curtained stage

صحنه پرده‌دار

curtained window

پنجره پرده‌دار

curtained area

فضای پرده‌دار

curtained booth

غرفه پرده‌دار

curtained alcove

برجسته پرده‌دار

curtained space

فضای پرده‌دار

curtained section

بخش پرده‌دار

curtained partition

جداسازی پرده‌دار

curtained entrance

ورودی پرده‌دار

جملات نمونه

the room was curtained to provide privacy.

اتاق با پرده پوشانده شده بود تا حریم خصوصی فراهم شود.

she walked into the curtained area for a moment of solitude.

او برای لحظه‌ای تنهایی وارد فضای پرده‌دار شد.

the stage was curtained off before the performance began.

قبل از شروع اجرا، صحنه با پرده جدا شد.

they curtained the windows to block out the sunlight.

آنها پنجره‌ها را با پرده پوشاندند تا نور خورشید را مسدود کنند.

the hotel room was beautifully curtained, adding elegance.

اتاق هتل به زیبایی با پرده پوشانده شده بود و جلوه‌ای زیبا به آن بخشیده بود.

we curtained the balcony for a cozy atmosphere.

ما بالکن را با پرده پوشاندیم تا فضایی دنج ایجاد کنیم.

he preferred a curtained booth for his meetings.

او ترجیح می‌داد برای جلساتش از یک غرفه پرده‌دار استفاده کند.

the curtained doorway created a sense of mystery.

در پرده‌دار حس رمز و راز را ایجاد کرد.

they hung curtained dividers to separate the spaces.

آنها جداکننده‌های پرده‌دار را آویزان کردند تا فضاها را از هم جدا کنند.

the bedroom was curtained in soft fabrics for comfort.

اتاق خواب با پارچه‌های نرم پرده‌دار بود تا راحتی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید