underactive

[ایالات متحده]/ˌʌndərˈæktɪv/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈæktɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به اندازه کافی فعال نیست

عبارات و ترکیب‌ها

underactive thyroid

کم‌کار بودن تیروئید

underactive bladder

مثانه بی‌حال

underactive immune

سیستم ایمنی بی‌حال

underactive mind

ذهن بی‌حال

underactive metabolism

متابولیسم بی‌حال

underactive adrenal

غدد فوق کلیوی بی‌حال

underactive response

پاسخ بی‌حال

underactive muscle

عضله بی‌حال

underactive behavior

رفتار بی‌حال

underactive growth

رشد بی‌حال

جملات نمونه

her underactive thyroid caused her to feel fatigued.

مشکل تیروئید کم‌عمل او باعث می‌شد احساس خستگی کند.

the doctor diagnosed him with an underactive bladder.

پزشک او را به دلیل مثانه کم‌عمل تشخیص داد.

children with underactive immune systems are more prone to infections.

کودکانی که سیستم ایمنی ضعیف دارند بیشتر در معرض خطر ابتلا به عفونت هستند.

an underactive metabolism can lead to weight gain.

متابولیسم کم‌عمل می‌تواند منجر به افزایش وزن شود.

she was advised to see a specialist for her underactive adrenal glands.

به او توصیه شد برای غدد فوق کلیوی کم‌عمل خود یک متخصص ببیند.

his underactive lifestyle contributed to his health issues.

سبک زندگی کم‌تحرک او به مشکلات سلامتی‌اش کمک کرد.

underactive students may require additional support in class.

دانشجویان کم‌تحرک ممکن است به حمایت بیشتری در کلاس نیاز داشته باشند.

the therapist noted her underactive communication skills.

درمانگر مهارت‌های ارتباطی ضعیف او را یادداشت کرد.

his underactive response to stress surprised everyone.

واکنش کم‌تحرک او به استرس همه را شگفت‌زده کرد.

she struggled with her underactive thyroid condition for years.

او سال‌ها با مشکل تیروئید کم‌عمل خود دست و پنجه نرم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید