undercooks

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈkʊks/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈkʊks/

ترجمه

vt. غذا را برای مدت زمان خیلی کوتاهی پختن

عبارات و ترکیب‌ها

undercooks meat

گوشت را به خوبی پخته نمی‌کند

undercooks pasta

نان را به خوبی پخته نمی‌کند

undercooks chicken

مرغ را به خوبی پخته نمی‌کند

undercooks vegetables

سبزیجات را به خوبی پخته نمی‌کند

undercooks fish

ماهی را به خوبی پخته نمی‌کند

undercooks rice

برنج را به خوبی پخته نمی‌کند

undercooks eggs

تخم مرغ را به خوبی پخته نمی‌کند

undercooks food

غذا را به خوبی پخته نمی‌کند

undercooks steak

استیک را به خوبی پخته نمی‌کند

undercooks bread

نان را به خوبی پخته نمی‌کند

جملات نمونه

the chef often undercooks the chicken, making it unsafe to eat.

سرآشپز اغلب مرغ را به اندازه کافی نپزاند، و خوردن آن ناامن می‌کند.

she realized she undercooks the vegetables when they remain crunchy.

او متوجه شد که سبزیجات را به اندازه کافی نمی‌پزد، وقتی که هنوز ترد هستند.

he always undercooks his steak, preferring it rare.

او همیشه استیک خود را کم‌جا می‌پزد و ترجیح می‌دهد خام باشد.

she often undercooks her meals, thinking they will taste fresher.

او اغلب وعده‌های غذایی خود را کم‌جا می‌پزد، فکر می‌کند طعم تازه‌تری خواهند داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید