underdrawer

[ایالات متحده]/ˈʌndədrɔːə/
[بریتانیا]/ˈʌndərˌdrɔr/

ترجمه

n. یک کشو که در زیر کشوی دیگری واقع شده است
v. زیر خط کشیدن یا به طور ناکافی چیزی را به تصویر کشیدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

underdrawer storage

فضای نگهداری کشویی

underdrawer organizer

سازمان‌دهنده کشویی

underdrawer unit

واحد کشویی

underdrawer design

طراحی کشویی

underdrawer system

سیستم کشویی

underdrawer feature

ویژگی کشویی

underdrawer space

فضای کشویی

underdrawer access

دسترسی به کشو

underdrawer solution

راه حل کشویی

underdrawer compartment

فضای جدا شده کشویی

جملات نمونه

she found an underdrawer in the antique dresser.

او یک کشوی مخفی در دکوراسیون قدیمی پیدا کرد.

the underdrawer is perfect for storing socks.

این کشوی مخفی برای نگهداری جوراب ها عالی است.

he pulled out the underdrawer to retrieve his old photos.

او کشوی مخفی را بیرون کشید تا عکس های قدیمی خود را بازیابی کند.

they designed the table with a hidden underdrawer.

آنها میز را با یک کشوی مخفی طراحی کردند.

make sure to organize the underdrawer regularly.

مطمئن شوید که کشوی مخفی را به طور منظم مرتب کنید.

the underdrawer was filled with forgotten treasures.

کشوی مخفی پر از گنج های فراموش شده بود.

she used the underdrawer to keep her stationery.

او از کشوی مخفی برای نگهداری لوازم التحریر خود استفاده کرد.

the underdrawer can be a great space-saver.

کشوی مخفی می تواند یک راه حل عالی برای صرفه جویی در فضا باشد.

he discovered an underdrawer that contained old letters.

او کشوی مخفی ای کشف کرد که حاوی نامه های قدیمی بود.

cleaning out the underdrawer revealed many surprises.

تمیز کردن کشوی مخفی، شگفتی های زیادی را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید