underperformer

[ایالات متحده]/ˌʌndəpəˈfɔːmə/
[بریتانیا]/ˌʌndərpərˈfɔːrmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی، گروه یا چیزی که از آنچه انتظار می‌رود بدتر عمل می‌کند؛ کسی که نتایج ضعیفی دارد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

top underperformer

بهترین عمل‌گر ضعیف

chronic underperformer

عمل‌گر ضعیف مزمن

serial underperformer

عمل‌گر ضعیف سریالی

known underperformer

عمل‌گر ضعیف شناخته شده

an underperformer

یک عمل‌گر ضعیف

the underperformer

عمل‌گر ضعیف

underperformers list

لیست عمل‌گرهای ضعیف

underperformer status

وضعیت عمل‌گر ضعیف

جملات نمونه

after two quarters, the underperformer was placed on a performance improvement plan.

پس از دو فصل، فرد کم‌عملکرد در یک برنامه بهبود عملکرد قرار گرفت.

the manager coached the underperformer with clear goals and weekly check-ins.

مدیر با تعیین اهداف مشخص و جلسات هفتگی، فرد کم‌عملکرد را راهنمایی کرد.

hr documented the underperformer’s missed deadlines and quality issues.

منابع انسانی ضرب‌الاجل‌های از دست رفته و مشکلات کیفی فرد کم‌عملکرد را مستند کرد.

we reassigned the underperformer to a role better aligned with their strengths.

ما فرد کم‌عملکرد را به سمتی که با نقاط قوت آنها همخوانی بیشتری داشت، منتقل کردیم.

the team can’t afford to carry an underperformer during a critical release.

تیم نمی‌تواند در طول انتشار مهم، بار فرد کم‌عملکرد را متحمل شود.

leadership decided to address the underperformer early rather than wait for burnout.

رهبری تصمیم گرفت تا قبل از رسیدن به فرسودگی، به زودی به فرد کم‌عملکرد رسیدگی کند.

the underperformer received a formal warning after repeated policy violations.

پس از تخلفات مکرر از قوانین، فرد کم‌عملکرد اخطار رسمی دریافت کرد.

instead of blaming others, the underperformer took ownership and asked for feedback.

به جای سرزنش دیگران، فرد کم‌عملکرد مسئولیت را بر عهده گرفت و درخواست بازخورد کرد.

the underperformer improved after targeted training and a lighter workload.

پس از آموزش هدفمند و حجم کاری کمتر، عملکرد فرد کم‌عملکرد بهبود یافت.

as a chronic underperformer, he struggled to meet even basic expectations.

به عنوان یک فرد کم‌عملکرد مزمن، او برای برآورده کردن حتی انتظارات اولیه نیز تلاش می‌کرد.

the director refused to label her an underperformer without reviewing the data.

مدیر از برچسب زدن او به عنوان یک فرد کم‌عملکرد بدون بررسی داده‌ها امتناع کرد.

to protect morale, the supervisor handled the underperformer privately and respectfully.

برای حفظ روحیه، ناظر به طور خصوصی و با احترام با فرد کم‌عملکرد برخورد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید